تبليغاتX
میراث ملی
پاسداری از هویت، فرهنگ و میراث تاریخی ایران
 

گزارشی یک روانشناس زندانی ازجنایتهای اردوگاه مرگ کهریزک

من ا. ب. هستم لیسانس روانشناسی دارم و در یک کلینک پزشکی در خیابان ج. کار می کنم با دکتر ص. و کار ما پزشکی و تهیه دارو برای مردم است. مامورین پلیس ما را به دلیل داشتن یک جعبه آرسنو موتون و پیش بازرس شعبۀ 6 تخلافات پزشکی خیابان مطهری بردند و او بعد از این مرا به آگاهی و پس از آن به کهریزک فرستاد در صورتیکه من سوء سابقه ای نداشتم و هیچ تخلفی نداشتم .کابوس از اینجا شروع شد برادرم مفقود اثر است و خودم در جنگ ایران و عراق در اوایل جنگ در کردستان شرکت کردم و جزوه خانبازان می باشم. موقعی که من را به آگاهی فرستادند بعد از شکنجه هایی که در آگاهی مثل کابل و کتک خوردن ،دستبند و پا بند و بازجوئیهای شدید مشت و لگد در آگاهی شاپور بعد از چند روز به دستور همان دادیار شعبۀ 6 تخلافات پزشکی مرا به آدرس کهریزک بازداشتگاه کهریزک فرستادند .ما را با یک ون به آنجا بردند . وقتی که بطرف قم می روید از سه راهی کهریزک می پیچید به سمت جنوب شرق تهران و کاملا نظامی است و تپه ماهور دارد با سیم خاردار و پادگان کهریزک در لابلای تپه ماهورها است، که دسترسی آن برای افراد عادی سخت است بعد از گذشتن از یک فضای نظامی و عجیب و غریب به فنس اول می رسیم که کلاه سبزها هستند از گارد نیروی انتظامی و بعد از فنس دوم 3 کیلومتر بعد به یک پایگاه نظامی میرسیم که تا بازداشتگاه فاصله ای ندارد بعد از فنس دوم وارد ورودی می شویم. این تابلو نصب شده است که روی آن نوشته است، تحت نظرگاه 210 کهریزک فنس دوم پایگاه نظامی بود که تمام سربازها مسلح بودند و در وسط یک منطقۀ کاملا نظامی که بعضا صدای گلوله از میدان تیر شنیده می شد. در داخل این پایگاه شاهد مجموعه ای بودیم که زندانبانان در بالای دیوار نگهبانی می دادند و زندانیان در کف آن ،قسمتی داشت بنام زیر زمین که قرنطینۀ 1 و 2 آنجا بود و بالای آن دفتر امور اداری آن و سوله ای که داخل آن چند قفس ساخته بودند جهار قفس در حدود 4 اتاقک کوچک دقیقا شبیه قفس های که برای حیوانات مثل یوزپلنگ و شیر و گرگ در باغ وحش تهران ساختند . پشت سر هم 3 قفس را نصب کردند و جوشکاری کردند که احتمالا این قفسته ها را در کارخانه های زندان کچوئی ساخته اند .ارتفاع قفس 3 متر است و هر قفس حدود 25 الی 30 مترمربع مساحت دارد و کف کل سوله موزائیک شده است که پر از لکه های خون،استفراغ و قی و چرک زندانیان قبلی است . 4 اتاقک که روی قفسها ساختند حدود 20 متر مربع مساحت دارند و در داخل هر کدام بین 30 تا 40 نفر را انداخته اند درهای فلزی دارند که روی آن توری کشیده اند و شبها همۀ درها قفل می شد سوله با 3 هواکش ،هوایش عوض می شود .(سوله بزرگ 400 الی 500 متر مربع و دیوارهای سوله سیمانی هستند. تحمل این فضا و سر و صداهای آن فن ها خیلی سخت است . دستشوئیها و سرویسهای بهداشتی به عمد خراب هستند و در انتهای سوله قرار دارند . حمام ندارد ،آب ندارد . تانکر آبی که برای زندانیان می آورند مخلوطی از آب و گازوئیل است. آبی لجن و کثیف که ممکن است از چاله ها پر کنند و بیارند و زندانیان مجبور بودند همان آب را از یک بطری خانواده هر نفر یک قولپ در طول روز یا 2 بار 2 قولپ در طول روز بنوشد تازه این آب را 48 ساعت یکبار یا گاهی 24 ساعت یکبار نمی آوردند و گاهی جیره نان و سیب زمینی را هم نمی دادند و 24 ساعت گرسنه و تشنه می ماندیم و زندانیها همیشه نگران بودند که از گرسنگی نمیرند و نای حرف زدن نداشتند . مجموعه آنجا همراه با سربازهای مسلح و فضاسازی که از روز اول همراه با کتک زدن و فحاشی ناموسی و لخت و مادر زاد کردن ما به محض ورود و شلاق زدن و لوله زدن و ایجاد رعب و وحشت بود تا روح ما را بکشند. متهمی که بیمار و گاها بی گناه است.فضای رعب آور و وحشتناک در عمق و در دور افتادگی و گرسنگی دلایل مرگ در کهریزک بود هر رور به چشم خودمان 2 الی 3 تا و گاه 7 الی 8 نفر را می دیدم که کشته می شدند داخل کیسه و یا پتو می انداختن و زیپ کیسه ها را می کشیدند و داخل ماشین می انداختند و می بردند گاها مرده ها چند ساعت زیر آفتاب می ماندند تا باد بکنند و بترکند و صورتشان شناخته نشود یا در آن محوطه پشت سوله خاک می کردند. کانکسها را چیده بودن و در داخل هر کانکس 60 الی 70 نفر زندانی بود تپه ای وجود داشت بنام تپه سفید که افراد را با بدنی برهنه بالای آن می دواندن که زخمی می شدند. پشت همان تپه سفید بسیاری از جسدها را دفن کردند در زیر خاک و همینطور در دور تپه ماهورهای اطراف. با چشمان خود دیدم کسی را که حقی سرهنگ نیروی یگان ویژه اردوگاه بود کف اردوگاه نشاند و با کلت تیر مستقیم از بالا به سرش شلیگ کرد که طرف مرد و خون دورش را گرفته جسدش را پشت کانکسها بردند. گاهی از دور بوی چوب و دود و گوشت سوخته یا پشم موی وز کرده به مشاممان می رسید. ما همیشه گرسنه بودیم وبا یک تکه نان لواش نازگ و یک تکه سیب زمینی در طول 24 ساعته زندگی می کردیم. بازداشتگاههای مثل داخائو،ماتازن ،آشویتس،ابوغریب و گوانتانامو را از یاد ببرید. اول اینجا است و کورگاه و قبر شما ،دنیا و آخرت شما همینجا است. این جملاتی بود که احمد رضا رادان جانشین فرمانده نیروی انتظامی تهران بزرگ وقتی هفته ای یکبار پنچشنبه ها صبح با هلیکوپتر به اینجا می آمد و خودش به همراه کشمیری،عامریان،حقی ،کومیجانی، زندی، خمیس آبادی، حسینی ،موسوی ،سید،حاجی ،مهندس و رئیس اسامی مستعار که بقیه آنها داشتند و گاردهایی که با عینک دودی و نقاب صورت خود را پوشانده بودند و ما را کتک می زدند. این شکنجه گران و آدم کشان اسامی مستعار هم داشتند که ما نمی دانستیم چه کسی هستند روزهای دوشنبه و سه شنبه حقی با گاردیها و کومیجانی می آمدند و ما را می زدند. روزهای پنجشنبه رادان و عامریان و کشمیری با هلی کوپتر می آمدند و همینطور ماکان که خانواده های زندانیان را جلوی در کتک می زد. اگر در طول ماه یا هفته گذر خانواده با هزار بدبختی به آنجا می افتند و می توانستند از یک قاضی برای زندانی خود نامه بگیرند با لاستیکهای توپر سفید، با باتون ،با چوب با هر چیزی که باور نمی کنید می زدند. ما را لخت و مادر زاد و خیس می کردند و می کوبیدن روی زمین و روی آسفالت داغ وسنجاق قلت می زدیم و می زدند تا توی شیبی که پایین بود بیهوش شویم و دوباره آب روی ما می ریختند و ما را به هوش می آوردند و به سربالایی می گفتند بدوید ،یا دیوار را هل بدهید که عقب برود و هر کسی عقب می ماند بیشتر کتک می خورد. افراد گرسنه از شدت شکنجه ها به استقبال مرگ می شتافتند و خودکشی می کردند وقتی شخص اضطراب و ترس و گرسنگی و بیماری و سرکوبگری در پیرامونش باشد به همین جا می رسد زمانی که از شدت گرسنگی و تشنگی به مرگ راضی می شود و چندین ماه در این شرایط احاطه شده باشد استقبال از مرگ براش کاملا عادی است .افرادی در اینجا 18 ماه بودند وقتی بدن هیچ مواد مغذی مثل نمک ویتامین نمی گیرد چگونه می تواند در مقابل استرس و وحشت و کتک مقابله کند حالا بر این شرایط دائما کرامت انسانی ما را از بین می برند و ما را لخت و مادر زاد می کردند و در حضور 800 چشم با باتون به لای پاها و رانها و کفلها و مقعد بمالند و در اتاقکی تجاوز جنسی نمایند و هتک حرمت بکنند و علاوه بر اینها ضرب و شتم و لوله و شلنگ و باتون و مشت لگد که هر روز وجود داشت. هر روز وقتی ما را به آمار می بردند با کتک می بردند و با کتک می آوردند یعنی روزی 2 بار جیره کتک خوردن داشتیم برای رفتن به آمار و برگشتن از آمار این فجایعی است که هر ساعت و دقیقه در کهریزک برای زندانیان اتفاق افتاده است. به خانوادۀ زندانیان می گفتند او را به کهریزک فرستادیم معلوم نبود کجاست وقتی شما می گویید زندان قصر معلوم،وقتی می گویید اوین ،قزل الحصار،رجائی شهر معلوم است. اما کهریزک کجاست؟ کسی نمی دانست! عدم اطلاع رسانی به خانواده ها،عدم دسترسی به بازداشت شدگان، نبودند تلفن برای اطلاع دادن به خانواده ها ،قطع هرگونه ارتباط با دنیا بیرون از زندان ،غذای ما فقط نان و سیب زمینی و آب کثیف و تنها ارتباط ما با دنیا فقط شکنجه و توهین و مامورانی که به تو فحش می دهند .بعضی وقتها جیره کتک تا 5 بار تکرار می شد در ساعت ورود که لخت و مادر زادمان می کردند دیگر حیثیت و آبرو و غرورمان از بین می رفت . سئوال و پرسش و نام نشان در یک دفتر ثبت می شد نه کارتکس داشتیم و نه چیز دیگری ،هیچی فقط آبرویت را می ریزند و کتک می زنند و این فاجعه ادامه دارد وتمام نمی شود و فکر می کنی دچار یک کابوس شدی که انتهاهی ندارد . مشکل بیماری جسمی ،روحی،روانی شرایط نامطلوب و تنک هم خوابیدن 100 نفر آدم در 70 مترمربع جا و در صورت در خواست درمان افسر نگهبان ما را آنقدر کتک می زدند تا دیگر حوس قرص یا دارو نکنی . بیماران که دچار خونریزی می شوند و آنقدر به آن حالت نگه داشته می شوند تا. محوطه پر از اقرب ،رتیل و سگهای ولگرد و شغال و موشهایی درشت و عجیب و غریب است گورکن ها و تشیها شب همه جا به چشم می خوردند و تپه ماهورها را می کنند و دنبال چی می گردند نمی دانی هر لحظه منتظر چیزی باید بود.کل منطقه نظامی و فنس کشیده است که حتی این سئوال با وجود آن که ورودی و خروجی حدود 5 کیلومتر راه است به نظر بی انتها می آیید در طول این 2 سال در حدود شاید 20 هزار نفر را به اینجا آورده اند و این طور روحیه شان را داغون کردند تا به جامعه بروند و برای دیگران تعریف کنند تا آنها از شدت ترس هیچوقت اعتراضی نکنند . اصل و هدف از ایجاد این کهریزک ایجاد رعب و وحشت در بین مردم بخصوص جوانان ،اینجا آدم های بودند که یک ماه زیر شکنجه در آگاهی بودند و اعتراف نکردند. اما وقتی به کهریزک می آوردند و 2 ساعت زیر شکنجه آنها را می گذاشتند هر چیز راست و دروغی را قبول می کردند و از آنها امضاء و اثر انگشت می گرفتند .حتی مال و اموال مردم را با کتک از آنها می گرفتند و هیچ مدیریتی بر روح خود و رفتار خود نداشتند یکی از آنها که از هوش رفته بود انگشتش را گرفتند و زیر ورقه زدند و با همان ورقه رفتند خانه و زندگی اش را صاحب شدند .سئوالی که همیشه در ذهن داشتم این بود که این اجساد کجا می برند .پزشک قانونی که بدون هویت و کارتکس جسد قبول نمی کند و ما هم آنجا مدرک و پرونده ای نداشتیم .پس این اجساد چی شده اند .یادم یک روز جوانی را زیر شکنجه دچار خونریزی شدید شد. گفت من فرزند شهیدم چرا من را می زنید .سرهنگ پاسدار کومیجانی که فرمانده کهریزک بود خودش آمد و شخصا جوان را با لوله سفید توپر آنقدر کوبید تا بی هوش شد .سرهنگ پاسدار کومیجانی می گفت :پدر سگ حالا که پسر شهید هستی بیشتر باید کتک بخوری تا آبروی پدرت را نبری . هر وقت کومیجانی می خواست افراد را بزند لباس پلنگی می پوشید و من به چشم خودم دیدم خمیس آبادی و با قفلی سر محسن روح المینی کوبید و آنرا جلوی سوله در هواخوری آنقدر آویزان کرد تا خون از سرش رفت و مرد . 200 نفر شاهد مرگ او بودند دیدن که لای پتو انداختند و بردند . همین طور محمد کامرانی وامیر جوادی فر لنگرودی و چند نفر دیگر که ما اسم هایشان را نمی دانستیم که در دفتر اسامی آنها ثبت نشده است و یک دفتر جداگانه داشتند وقتی آن دانشجوها و جوانان را آوردند ما را از قرنطینه بیرون کردند و بجای ما آنها را در قرنطینه زیرزمینی کردند .جمعا 20 نفر از جوانان زیر دست احمد رضا رادان ،حقی عامریان ،کومیجانی ، کشمیری ،موسوی ،حسینی و خمیس آبادی ،زندی و ماکان کشته شدند. سربازها خیلی کم زندانیان را می زدند مگر اینکه روسای به آنها دستور بدهند.زندی این اواخر بهتر شده بود و کمتر می زد و در شیفت خودش اجازه نمی داد حتی سرگرد کومیجانی وارد میدان شود و بزند و از پشت سر او صحبت می کرد و می گفت اگر من شما را می زنم بخاطر اینکه اونها نیاند بدتر بزنند و این فشارهای روانی باعث شده بود که خود زندی بیمار شود و یک هفته نیایید و حتی می خواست دست به خودکشی بزند وقتی احمد رضا رادان می آمد نهره می زد که هیچ کس از اینجا بیرون نمی رود با لهجۀ اصفهانی اش می گفت: ها چاق شدید،گنده شدید همین الان میدم دارتون بزنند ،چرا به اینها غذا میدین مگر نگفتم هیچی ندین!در صورتیکه به ما فقط نان و سیب زمینی داده بودند .می گفت بایستی اینها مثل خر سوارشون شد. تا صدای خر در نیاوردن صدای سگ در نیاوردن بیرون از اینجا نباید بروند .رادان خودش از همه بی رحمتر بود پنجشنبه ها که می آمد .یکبار دیگر هم در آنجا شاهد بودم که در جایی که می خوابیدیم لابلای هم زندانیان جا نداشتند و شب به همدیگر مشت و لگد می زدند مجبور شدیم صبح برای آنها صحبت کنیم و بگویم ما همه همدردیم چرا همدیگر را می زنیم .اینها از خدا می خواهند که ما به جون هم بیفتیم و بعد زندانیان آرامتر شدندو کمتر همدیگر را می زدند. این فاجعه ای بود که ماداشتیم تا روزی که بالاخره بازرسها آمدند . روزی که بازرسها آمدند ما را تهدید کردند اگر بگویید چه بلائی سر شما آمده همتون را می ترکونیم. به بازرسها بگویید غذا می دهند با ما خوب رفتار می کنند پتو می دهند و پتو آوردند زیر همۀ ما برای اولین بار پتو انداختند ولی خوشبختانه چندتا از دانشجوها و 6 نفر از لیسانسه ها که در قرنطینه بودند همۀ حقایق را گفتند و آبروی آنها را بردند . وقتی فلاح و کومیجانی می خواستند بیایند جلو یکی از اعضای بازرسی سر آنها داد زد و گفت بروید عقب.بعد این 6 نفر گفتند اگر ما بگوییم که این چیزها را شما بروید ما را می کشند . اسم این 6 نفر را بنویسید و سر آنها فریاد زد . یک مو از سر این 6 نفر کم بشود وای به احوال شما و بالاخره این 6 نفر را با تحت الحفظ به قرنطینه آوردند از آن روز که بازرسها آمدند تا روزی که کهریزک را بستند و ما را به قزل حصار و بعد رجائی شهر آوردند 48 ساعت گذشت که برای اولین بار آنشب برای ما برنج دادند و دیگه کتک نزدند و بعد از ان ما به اینجا آمدیم. ثمرۀ بستن کهریزک و آزاد شدن ما از کهریزک بخاطر خون شهیدانی بود که این جوانان که در خیابان برای آزادی کشته شدند و در کهریزک شهید شدند و اسامی آنها در دنیا منتشر شده است .خون آنها هدر نشد و هزاران انسان مثل ما از کهریزک نجات پیدا کرد.

به امید روزی که همۀ مردم ایران در آزادی و بدون شکنجه و قول و زنجیر استبداد زندگی کنند

زندانی ا. ب

27 مرداد 1388

این زندانی به مدت 85 روز در اردوگاه مرگ کهریزک زندانی بوده و بر او تمامی این جنایتها روا داشته شده است.بنابه اظهارات زندانیانی که از اردوگاه مرگ کهریزک نجات یافته اند آمار این اردوگاه بیش از 400 نفر بوده است . دستگیر شدگان قیام را به زندان اوین منتقل کرده اند . و سایر زندانیان را به شکنجه گاه آگاهی شاهپور،زندان قزل حصار و زندان گوهردشت منتقل شده اند. اکثر آنها در زندان قزل حصار بسر می برند. این زندانیان بی دفاع دچار ناراحتیهای متعدد جسمی و روحی هستند و از فرط گرسنگی تا حد زیادی وزن خود را از دست داده اند.

از طرفی دیگر برای از بین بردن اسناد جنایت واقع شده بخصوص قربانیان آن سعی دارد زندانیان را اعدام نماید و حتی گفته می شود که 24 نفری را که از زندان قزل حصار برای اعدام به زندان گوهردشت منتقل و اعدام کردند تعدادی از آنها از زندانیان کهریزک بودند.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

30 مرداد 1388 برابر با 21 اگوست 2008

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم مرداد 1388ساعت 17:58  توسط فرهمند  | 

افشای دفن مخفیانه ده ها شهید بی نام و نشان در بهشت زهرا

شبکه جنبش راه سبز(جرس): پیکر ده ها نفر از شهدای جنبش سبز در تاریخ های 21 و 24 تیرماه به صورت مخفیانه و بدون اسم و مشخصات فردی در قطعه 302 بهشت زهرای تهران به خاک سپرده شده است

این اقدام در حالی صورت گرفته که ده ها خانواده که بستگان شان در جریان راهپیمایی های مسالمت آمیز اعتراض به کودتای انتخاباتی ناپدید شده اند همچنان در جستجوی خبری از عزیزان شان هستند اما مقام های قضائی و امنیتی با  گذشت هفته ها حاضر به پاسخ گویی در مورد سرنوشت این افراد نیستند.


یکی از پرسنل سازمان بهشت زهرای تهران به سایت نوروز، رسانه اینترنتی حزب مشارکت، گفته است« در روزهای 21 و 24 تیرماه جنازه هایی بدون نام و مشخصات و تحت تدابیر شدید امنیتی، به این قبرستان منتقل شده و با صدور اجباری جواز دفن برای آن ها در قطعه 302 بهشت زهرا به خاک سپرده شده است.


سایت رسمی حزب مشارکت همچنین خبر داده که در فهرست  جوازهای دفن صادر شده روز 21 تیرماه در بهشت زهرای تهران دستکم 28 جواز بدون ذکر نام و نام خانوادگی صادر شده و همگی در قطعه 302 به خاک سپرده شده اند، و اقدامی مشابه روز 24 تیرماه نیز 16 جواز دفن با بدون ذکر نام و نام خانوادگی صادر شده است.

اواسط تیرماه خانواده های برخی از شهدای جنبش سبز از وجود ده ها جنازه در سردخانه ای در جنوب غربی تهران خبر داده بودند، که با تحویل جنازه های منجمد به خانواده ها در روزهای بعدی این خبر نگهداری پیکرهای شهدای جنبش سبز در سردخانه های صنعتی مورد تائید قرار گرفت.


اجساد در سردخانه های پزشکی یا پزشکی فانونی منجمد نمی شوند اما به دلیل اینکه این جنازه های در سردخانه های صنعتی نگهداری شده بودند، اجساد منجمد شده و به فرم خود را از دست داده بودند

پس از رویت جنازه های شهدا در سردخانه های صنعتی و وحشت آمران و عاملان کشتار و سرکوب مردم، از انتشار خبرآن،جنازه ها بدون شناسائی به بهشت زهرا منتقل و به خاک سپرده شده اند

مسئولین بهشت زهرا در روزهای اخیر حاضر نشده اند در این مورد توضیحی ارائه کنند و هیچ یک از آن ها حاضر به پاسخگویی در مورد این اجساد و تدفنین مخفیانه شهدای جنبش سبز نبوده اند. با این حال سایت حزب مشارکت اعلام کرده که با همکاری برخی از پرسنل  سازمان بهشت زهرا، شماره جواز دفن شهدایی که بدون نام در قطعه 302 به خاک سپرده شده اند را در اختیار دارد و در صورت لزوم منتشر خواهد شد.

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم مرداد 1388ساعت 16:44  توسط فرهمند  | 

... حضور سبز در مقابل زندان اوین جمعه ساعت 11 به

عنوان پشتیبانی از زندانیان سیاسی هموطنان عزیز

جمعه این هفته برای حمایت از خانواده زندانیان سیاسی

همگی در مقابل زندان اوین ـ هم می آئیم و هم فریاد

برمی آوریم:

 زندانی سیاسی آزاد باید گردد...

نترسیم نترسیم ما همه باهم هستیم...

مرگ بر دیکتاتور چه شاه باشه چه دکتر...

ایرانی می‌میرد ذلت نمی پذیرد ...

ای احمدی به گوش باش ما ملتیم نه اوباش...

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388ساعت 17:7  توسط فرهمند  | 

پنجشنبه شب، فریاد الله اکبر بر پشت بام‌ها
موج سبز آزادی :
فردا شب (پنجشنبه) قرار است احمدی‌نژاد به اصطلاح گفت‌وگوی تلویزیونی با مردم داشته باشد. در همین حال گروهی از فعالان اینترنتی نیز از مردم دعوت کرده‌اند که همزمان با این سخنرانی، مردم بر پشت بام‌ها حاضر شوند و شهرها را از فریاد الله اکبر پر کنند.

به گزارش موج سبز آزادی، احمدی نژاد قرار بود امشب (چهارشنبه ۲٨ مرداد) به تلویزیون بیاید، اما وجود گزارش‌هایی مبنی بر احتمال قطع کلی برق به علت شوک ناگهانی ناشی از اضافه بار شبکه توزیع برق، باعث تعویق این گفت‌وگوی زنده شد. این تعویق، دقایقی پیش به طور رسمی اعلام شد و بر اساس آن، حضور احمدی نژاد در تلویزیون به فردا پنجشنبه بعد از بخش خبری ساعت ۲۱ شبکه اول سیما موکول شد.

بر اساس این گزارش، گروهی از فعالان جنبش سبز از هفته‌های قبل به طور گسترده برای قطع برق در ساعت ۲۱ امشب (چهارشنبه) برنامه‌ریزی کرده‌اند. اما علاوه بر این برنامه، با توجه به اینکه اطلاع‌رسانی برای تکرار این کار در شب بعد ممکن نیست، فعالان سبز تصمیم گرفته‌اند همزمان با سخنرانی زنده احمدی‌نژاد به پشت بام‌ها بیایند و آسمان تهران و دیگر شهرها را از فریاد الله اکبر پر کنند.

امروز ۲٨ مرداد تهران غرق در فریاد الله اکبر و مرگ بر دیکتاتور
امروز ۲٨ مرداد است، سالگرد کودتای شاه علیه نخست وزیر قانونی کشور دکتر مصدق.
آن کودتا ایران را ۲۵ سال در دیکتاتوری مطلق سلطنتی فرو برد. امروز بیش از ۷ هفته ازکودتای ایادی ولایت مطلقه فقیه علیه جمهوریت و رای ملت می گذرد. در این مدت مردم ایران، بویژه مردم آگاه و مبارز تهران بخصوص دختران و پسران هشیار و آزادیخواه و شجاع ایران، لحظه ای دست از مقاومت و مبارزه نکشیده اند. امشب نیز تهران در فریاد مرگ بر دیکتاتور و الله اکبر پایه های پوسیده استبداد را به شدت لرزاند. فردا هم چنین خواهد بود  و تا شکست مطلق کودتا چنین خواهد بود.
کودتای ۲۲ خرداد شکست خود را در پیشانی دارد.
ویدئوهای امشب به همراه گزارش های دیگر به اطلاع خوانندگان
خواهد رسید.
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388ساعت 16:33  توسط فرهمند  | 

        شبکه جنبش راه سبز(جرس): علی کریمی بازیکن سابق تیم  بایرن مونیخ و بازیکن فعلی تیم استیل آذین، مهدی مهدوی کیا بازیکن تیم فرانکفورت، جواد نکونام و مسعود شجاعی بازیکنان تیم اوساسونای اسپانیا،محمد نصرتی و حسین کعبی شش عضو تیم ملی ایران که در بازی با تیم ملی کره جنوبی برای ابراز همدلی با مردم ایران با مچ بند سبز در زمین بازی حاضر شدند،برنده نخستین جایزه «ورزش برای صلح» شدند.


اسامی این فوتبالیست ایرانی به همراه  سرگئی بوبکا قهرمان رشته پرش با نیزه المپیک و ادوین موزس قهرمان دو چهارصد متر با مانع المپیک در جریان مسابقات دومیدانی قهرمانی جهان در برلین به عنوان برندگان نخستین دوره جایزه ورزش برای صلح اعلام شد.

هیچ کدام از 6 فوتبالیست ایران در این مراسم حضور نداشتند اما امید نوری پور نماینده ایرانی الاصل حزب سبزها در پارلمان آلمان از حزب سبزها این جایزه را به نمایندگی از فوتبالیست های ایرانی دریافت کرد.

اغلب این بازیکنان پس از بازی با کره جنوبی و حضورشان با مج بند سبز با فشارها و محدودیت هایی  از سوی مقامات ورزشی ایران مواجه شده واز ادامه بازی در تیم ملی کناره گرفته اند.با این حال محبوبیت آن ها در میان مردم و همچنین هواداران فوتبال در ایران با افزایش بی سابقه ای مواجه شد تا جایی که بسیاری از مردم آن ها را ادامه دهنده راه اسطوره هایی چون جهان پهلوان تختی و پوریای ولی توصیف می کنند.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388ساعت 15:43  توسط فرهمند  | 

 

جمعه ۳۰ مرداد ساعت ۱۹:۱۵ دو تیم استقلال و فولاد در استادیم آزادی بازی دارن ، این اولین بازی دو تیم پر طرفدار استقلال و پیروزی در فصل جدید با حضور تماشاگر ، از همه خواهش میکنم (پرسپولیسی ها و استقلالی ها) که با لباس و پرچم های سبز خود به استادیوم بیان تا یک بار دیگه قدرت جنبش سبز و به رخ همه بکشیم ، در ضمن از همه خواهش میکنم این لوگورو هم پخش کنند

 

 

  1. چند نکته خیلی مهم در مورد استادیوم:

  2. اول اینکه از لحاظ استراتژیک استادیوم بهترین جا برای اجتماعه. چون تلویزیون مجبوره پخش زنده داشته باشه و اگر به خواست خدا روزی بتونیم اونجا رو پر کنیم این امکان به وجود می آد که تصویر جنبش عظیم سبز رو به تلویزیون تحمیل کنیم. تصورشو بکنید که صدهزار نفر تو یه مسابقه نه چندان مهم شرکت کنن و شعار یا حسین میر حسین بدن…. در ضمن اونجا از هر جای دیگه ای امن تره.

    می تونید پرچمهای آبی ببرید و پرچمهای سبزتونو تو لباسی جایی قایم کنید. بعد پرچم سبز بزنید رو چوب. در مورد هماهنگی برای شعارها مواظب باشید. اگه یه نفر به تنهایی اینکارو بکنه شناساییش می کنن و بعد…
    می تونید از طریق شبکه های مجازی یه گروه ۵۰ ۱۰۰ نفره تشکیل بدید که کنار هم نشستن و با هم به طور هماهنگ شعارا رو شروع می کنن. بعدش خودش می پیچه. حتی گروهای دو تایی روبروی هم هم میشه که جواب همو بدن.

    توجه داشته باشید که گارد ویژه تو مواقع عادی هم اونجا هست. از دادن شعارهای داغ فعلا بهتره خودداری کنیم. یادمون باشه که این حرکت نوپاست و نباید بذاریم سرکوبش کنن.

    کار دیگه ای که می شه کرد موج مکزیکی با علامت V یا پیروزیه.

    از اونجا که این حرکت نوپاست باید نهایت احتیاطو در نظر گرفت. من توصیه می کنم تو طبقه دوم جمع بشیم.

    یه نکته خیلی مهم که تو دراز مدت جواب می ده و من مطمئنم که اتفاق می افته مقابله با آدمهای بی فرهنگ و شعارهای رکیکه. بذارید بعد شیش هفت ماه که این حرکت تو استادیوم شروع شد به همه ثابت بشه که جنبش سبز از آدم هایی متمدن و با فرهنگ تشکیل شده و می تونه هر جایی رو اصلاح کنه. اصلاح رو از استادیوم شروع کنیم.

    من مطمئنم که این حرکت با اطلاع رسانی همگانی و به مرور زمان می تونه به یه استراتژی موثر تبدیل بشه و دست صدا و سیما بسته بشه.
    آخرین نکته: تو کشوری که آزادی نیست، فوتبال دیدن و تعصبات تیمی دیگه بی معنیه. دیگه کدوم استقلال کدوم پرسپولیس؟ همه پاشید بیاید. همه با هم. هر وقت که شد… در ضمن بذاریم اون بدبختا هم بازیشونو بکنن. اگه خدای نکرده گلی هم زدن تشویقشون کنیم!

    خواهش می کنم اگر مطالب من به نظرتون مفید اومد اون رو حتی بدون ذکر نام در جاهای مختلف نقل کنید تا یه حرکت منسجم و بدون خطر راه بیوفته.

  3.  باید شعار داد در حدی که صدا و سیما مجبور به قطع صدای ورزشگاه شود در ضمن بهتره شعارهایی نظیر مرگ بر دیکتاتور داده نشه.بهترین شعار یا حسین میرحسینه قبلش برای اعلام آمادگی باید شعار روبرو آماده باش رو بدین و سپس شروع کنید یا حسین… میرحسین.در ضمن از ته قلبم حسرت میخورم کاش مرد بودم .امیدوارم اینقدر حضورتون پررنگ و صداتون بلند باشه که جای خالی ما زنها احساس نشه

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388ساعت 19:8  توسط فرهمند  | 

 


www.iran57.com


فراخوان تجمع  مردم سبز مشهد در روزها چهارشنبه 28 مرداد و پنجشنبه 29 مرداد


فعالين جنبش سبز مشهد از عموم مردم مشهد دعوت مينمايند تا در پنجاه و ششمين سالروز كودتاي ننگين 28 مرداد از ساعت 6 عصر روزهاي چهارشنبه 28 و پنجشنبه 29 مرداد به خيابان ها بيايند و اعتراض خود را به  كودتايي ديگر اعلام دارند.

56 سال پس از كودتاي امريكايي-انگليسي 28 مرداد عليه دولت قانوني « محمد مصدق » كه باعث ننگ و رسوايي كودتاچيان آن در صفحات تاريخ شد ، گروهي ديگر از مستبدان و تماميت خواهان عليه « ميرحسين موسوي » رئيس جمهور قانوني كشور كودتا كردند.

 وعجبا چه بسيار شبيه است  كودتا 22 خراد 88 به كودتا 28 مرداد 32. اگر آن روز تصميم گيران كودتا به اربابان امريكايي و انگليس خود تكيه كرده بودند ، امروز نيز كودتاچيان با حمايت اربابان روسي و چيني خود  رسوايي ديگري در تاريخ پر فراز و نشيب اين مملكت ايجاد كردند.

اگر عوامل ميداني كودتا 28 مرداد  لباس شخصي هاي شعبان بي مخ ، گارد سلطنتي شاه و لمپن ها بودند ، 56 سال بعد نيز عوامل سركوبگر و ميداني كودتا 22 خرداد لباش شخصي هاي منصور ارضي و سعيد حداديان ، بخش هاي منفور سپاه و بسيج و لمپن هاي انصار شدند.

گرچه سبعويت و توحش كودتاچيان نظام مدعي اسلام بسيار بيشتر از كودتاچيان نظام شاهي است ، اما اين بار مردم شريف ايران در خانه ها ننشستند تا فاطمي ها را اعدام كنند و رهبرانشان را به احمدآباد هاي ديگري تبعيد كنند.

اين بار تاريخ جور ديگري رقم خورد . اين بار مردم سبز ايران از اولين ساعات پس از كودتا در اعتراض به كودتا سرخ احمدي نژاد به خيابان ها امدند و دوشادوش رهبرانشان ايستاند و صدها شهيد و هزاران اسير براي آزادي و دفاع از انتخابشان تقديم وطن نمودند. دانشگاههاي ايران يكپارچه فرياد شد ، تكبير ملت گوش هاي كودتاچيان را  كر كرد و حضور ميليوني مردم در خيابان هاي سراسر كشور مستبدان مغرور و مست از باده فدرت را به گريه در برابر ديدگان ملت انداخت.

هنوز و پس از 65 روز از كودتا ننگين 22 خرداد، مردم معترض در خيابان ها هستند و پيروزي قرب الوقوع جنبش سبز را باانگشتانشان به هم وعده ميدهند.

فعالين جنبش سبز از مردم مشهد دعوت مي كنند با راهپيمايي سكوتشان ، تكبير هاي شبانه شان ،شعار «مرگ بر ديكتاتور» ، نشان دادن علامت ( V   ) و حضور و راهپيمايي در  3 مركز اصلي  تجمعات در شهر مشهد  از ساعت 18 تا 20  روزهاي چهارشنبه 28 و پنجشنبه 29 مرداد به كودتاچيان بفهمانند كه اين بار برخلاف سال 32 ، تا سقوط دولت كودتا . محاكمه جنايت كاران در صحنه هستند و اجازه نخواهند داد تا مشتي كودتاچي سرنوشت خود و فرزندانشان را به تباهي بكشانند.

مراكز اصلي تجمعات 28 و 29 مرداد :

1.  ميدان تقي آباد ، خيابان احمد آباد و ميدان فلسطين 

2.  بلوار سجاد و پارك ملت

3. بازار رضا ، فلكه آب و ميدان 17 شهريور

از همه فعالين جنبش سبز و مردم درخواست ميشود اين فراخوان را به هر طريقي كه ميتوانند منتشر كرده  و دوستان و خانواده و همه كساني كه به اينترنت دسترسي ندارند را از زمان و مكان تجمعات مطلع كنند.  


+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388ساعت 17:51  توسط فرهمند  | 

'درخواست گروه روحانیون برای عزل رهبر'

 جمعی از علما و فضلای حوزه های علمیه قم، اصفهان و مشهد در نامه سرگشاده ای به اعضای مجلس خبرگان رهبری دغدغه های خود را با ایشان در میان گذاشته اند و خواستار ارزیابی صلاحیتهای آیت الله خامنه ای برای ادامه رهبری جمهوری اسلامی شده اند.

پس از انتخابات 22 خرداد و وقایع بعد از آن بدنبال حمایت تمام قد آیت الله خامنه ا ی از نتایج اعلام شده انتخابات و خطبه های تاریخی ایشان در نماز جمعه 29 خرداد و سرکوبهای خونین خیابانی و بازداشت گسترده فعلان سیاسی منتقد و شکنجه بازداشت شدگان در زندانهای گاه ناشناس و کشته شدن برخی از بازداشت شده ها موجی از نارضایتی در میان اقشار مختلف مردم بویژه روحانیون و فقها و مراجع برخاست.

فتاوای تاریخی 19 تیر آیت الله العظمی منتظری، نامه های آیت الله طاهری اصفهانی، اظهارنظرهای فقهی آیت الله بیات زنجانی، نامه نمایندگان ادوار گذشته مجلس شورای اسلامی و بیانیه اخیر آیت الله سید علی محمد دستغیب نمونه های از این اعتراضات رو به گسترش است.

به گزارش خبرنگار "جرس" به نظر نویسندگان روحانی این نامه، شرائط تدبیر و عدالت رهبری در چند ماه اخیر نقض شده و ایشان با توجه به مبانی فقهی بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران خودبخود معزولند. منتهی به لحاظ طی مراحل قانونی مجلس خبرگان می باید به عنوان نمایندگان عالی مردم به مفاد اصل 111 قانون اساسی درباره عزل رهبری عمل کنند.

اسامی امضاکننده های این نامه مهم به دلیل خفقان و سرکوب شدید داخل کشور و خطر جانی آنها به تقاضای خود امضاکننده ها منتشر نمی شود. اما پس از احراز وثاقت نامه به انتشار آن مبادرت شد.

روز شنبه نامه ای در برخی وبسایت های مخالف - از جمله 'موج آزادی' - منتشر شد که گفته می شد از سوی شماری از "علما و فضلای حوزه های علمیه قم، اصفهان و مشهد" نوشته شده و در آن آیت الله علی خامنه ای مسئول خشونت های پس از انتخابات شاخته می شود. این نامه که خطاب به مجلس خبرگان رهبری نگاشته شده خواستار عزل رهبر شد.
 
نامه بدون امضا است و نویسندگان آن می گویند مجبور به "تقیه" - پنهانکاری مصلحتی در سنت شیعه - هستند اما تاکید می کنند که این پنهانکاری دائمی نخواهد بود.
 
روزنامه نیویورک تایمز در گزارشی که روز دوشنبه (26 مرداد 17 اوت) در وبسایت خود چاپ کرد نوشته است که اصالت نامه را در گفتگو با دو شخصیت ایرانی تایید کرده است.
 
نیویورک تایمز نوشت: "ابتدا برخی از صاحب نظران ایرانی در مورد سرمنشاء نامه تردید داشتند، اما یک روحانی برجسته ایرانی و یک نماینده سابق مجلس روز یکشنبه گفتند که با برخی از نویسندگان نامه صحبت کرده اند و نسبت به اصالت آن شکی ندارند."
 
این روزنامه نام این روحانی را فاش نکرد اما به نقل از وی نوشت که شمار امضاکنندگان نامه "ده ها نفر" است که اغلب چهره های میانه پایه از قم، اصفهان و مشهد هستند. این روحانی گفت که او تلاش کرده بود نویسندگان را قانع کند پای آن را امضا کنند اما موفق نشد.
 
این روحانی به نیویورک تایمز گفت: "فشار بر روحانیون در قم بسیار بدتر از فشار بر فعالان است زیرا حکومت می ترسد که اگر آنها چیزی بگویند، بخش های سنتی تر جامعه را علیه رژیم برانگیزند."
 
وی به عنوان مثالی از نارضایتی در قم، اشاره کرد که روحانیون ارشد این شهر که برای سالیان سال نماز جمعه را امامت کرده بودند - اما حمایت خود از جنبش مخالفان را علنی کرده بودند - اکنون چندین هفته است که غایب هستند.
 
فاطمه حقیقت جو نماینده سابق مجلس شخصیت دیگری است که در گفت و گو با نیویورک تایمز اصالت نامه را تایید کرده است. خانم حقیقت جو اکنون به عنوان محقق مهمان در دانشگاه ماساچوست در بوستون کار می کند.
 
وی گفت: "این مساله ای کاملا حساس است زیرا حتی انتقاد از رهبر یکی از خطوط قرمز بوده است."
 
نیویورک تایمز می نویسد که عدم افشای نام نویسندگان از تاثیر این نامه می کاهد، و اشاره می کند که نامه در پی حملات لفظی غیرمعمول دیگری به رهبر منتشر می شود.
 
هفته گذشته مجمع نمایندگان ادوار مجلس شورای اسلامی در نامه ای به رئیس مجلس خبرگان خواستار "بررسی های قانونی وفق اصل ۱۱۱ قانون اساسی" شده بود که به موضوع عزل رهبری اختصاص دارد. این گروه در نامه خود رهبر جمهوری اسلامی را مسئول اوضاع کشور معرفی کرد و از اعضای مجلس خبرگان خواست که به عملکرد نهادهای انتظامی، نظامی و امنیتی زیر نظر آیت الله علی خامنه ای رسیدگی کنند.
 
وظیفه مجلس خبرگان نظارت بر عملکرد رهبر و عزل و نصب اوست، اما منتقدان می گویند که هرچند خبرگان مجلسی انتخابی (مبتنی بر رای گیری) است، اما تحت نفوذ شدید رهبر تشکیل می شود بنابراین اعضای آن مشکل می توانند مستقل عمل کنند.
 
نیویورک تایمز در مورد انتشار این نامه ها می نویسد: "این نامه ها هیچگونه تهدید واقعی را متوجه آیت الله خامنه ای، که دستگاه های امنیتی و اکثر نخبگان سیاسی به او وفادار هستند، نمی کند. تشکیلات روحانی به شدت به او وابسته است و به ندرت پیش می آید که عضوی از جامعه روحانیون آشکارا او را به چالش بکشد."
 
اما این روزنامه می افزاید منزلت آیت الله خامنه ای به عنوان یک داور بی طرف و قیم اسلامی در هفته های اخیر پس از تایید نتیجه انتخابات توسط او، ضربه خورده است زیرا بسیاری از ایرانی ها رای گیری را آمیخته به تقلب می دانند.
 
این روزنامه در تایید این وضع اشاره می کند که در روزهای اخیر شعار "مرگ بر خامنه ای" به تدریج بر دیوارهای شهر تهران ظاهر شده است، عبارتی که در گذشته نه چندان دور قابل تصور نمی بود.
 
در زیر بخش هایی از نامه بدون امضای روحانیون عینا نقل قول می شود
 
"بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران و اکابر علمای صدر انقلاب برای اینکه مانع ظهور مجدد دیکتاتوری آنهم تحت لوای دین شوند مجلس خبرگان رهبری را پیش بینی کردند اما در دوره رهبری [آیت الله] آقای خامنه ای با وضع نظارت استصوابی به نحوی عمل شد که نمایندگان مجلس خبرگان عملا منتخب فقهای شورای نگهبان باشند که فقهای این شورا هم منصوب رهبرند و به عبارت اخری، نمایندگان خبرگان رهبری که باید بر رهبری نظارت کرده و مانع توسل او به زور و دیکتاتوری شوند خود در یک انتخاب دو درجه ای منصوب رهبری هستند و به این وسیله ولایت فقیه، میراث امام راحل را که برای مانع شدن ازدیکتاتوری بود به خلافت و سلطنت روحانی مبدل کردند."
 
"... آقای خامنه ای سپاه را به گارد شخصی خود و راديو و تلويزيون را به مبلغ و مدافع خود و آلات قدرت ملت را به آلات شخصی خود بدل كرده است. در سازمان عظيم راديو و تلويزيون نه تنها مردم بلكه شخصيت هاي انقلاب و نظام كه اندكي با مواضع ايشان زاويه دارند امكان حضور و بحث و نقد ندارند و وسايل قدرت را به وسيله سركوب منتقدان خود تبديل كرده اند."
 
"رهبر جمهوری اسلامی بخاطر بیماری "دیگر هراسی" (که فراتر از بیماری "بیگانه هراسی" است و هرکسی را که تابع او نباشد دشمن می پندارد) در هر سخنرانی بیش از همه چیز از "دشمن خارجی" می گوید و تمام دستگاههای امنیتی و تبلیغاتی را به سوی کشف دشمن در همه جا و همه چیز سوق داده است و همه انتقادات را با سلاح انتساب به «دشمن» می کوبد."
 
"چنان دیکتاتوری حاکم شده است که ما نیز به عنوان مدافعان حریم شریعت و دیانت با وجود اینکه با کثیری از شما حضرات مؤانست داریم اما ناچار از تقیه هستیم اما این تقیه دائمی نخواهد بود و این شکایت اگر رسیدگی نشود آخرین نخواهد بود."
 
"رسانه‌های انحصاری دولتی می‌کوشند به مردم نجیب و مسالمت‌جوی ما تهمت اغتشاشگری بزنند اما دو راهپیمایی در روزهای دوشنبه ۲۵ خرداد و چهارشنبه ۲۷ خرداد خط بطلانی است بر این اتهامات. هر بار جمعیتی بیش از یک میلیون نفر دست به راهپیمایی زدند و در این جمعیت عظیم که مسیری چندکیلومتری را طی کرد حتی یک شیشه شکسته نشد، یک شعار سر داده نشد و خونی از بینی کسی بیرون نیامد. این دو حرکت باشکوه نشان داد که مردم فقط به انتخاباتی متقلبانه اعتراض دارند و نظام و اسلام و پلیس و سپاه و بسیج را از خودشان می‌دانند."
 
"اما متاسفانه درپی سخان تند مقام رهبری در نماز جمعه ۲۹ خرداد ۸۸ بود که روز شنبه از سحرگاهان با گسیل ده‌ها هزار نیروی امنیتی و لباس شخصی که بعضا از نقاط دیگر آورده شده بودند شهر بزرگ تهران را بدون اعلام رسمی تبدیل به حکومت نظامی کردند و همان مردم مسالمت‌جو را که برای تکرار راهپیمایی آرام خود در مسیر انقلاب تا آزادی آمده بودند مورد حمله قرار دادند و برای جلوگیری از شکل‌گیری هرگونه تجمع به محض اینکه چند نفر را با همدیگر می‌دیدند با باتوم مورد ضرب و شتم قرار می‌دادند و با این رفتار تحریک‌آمیز و تحقیرکننده خود موجب واکنش مردم شدند. صدها نفر را زخمی و بازداشت کرده یا به شهادت رساندند هم آنان را اغتشاشگر نامیدند."
 
"[آیت الله]آقای خامنه ای در خطبه های نماز جمعه گفتند:«قانون فصل الخطاب است؛ قانون را فصل الخطاب بدانيد. انتخابات اصلا براي چيست؟ انتخابات براي اين است كه همه اختلافها سرصندوق رأي حل و فصل بشود. بايد در صندوقهاي رأي معلوم شود كه مردم چي مي خواهند، چي نمي خواهند؛ نه در كف خيابانها» اما کسی که نخستین گام را برای قانون شکنی برداشت و موجب شد نامزدها و مردم مطمئن شوند که اعتراضات و شکایت بی حاصل است وتصمیم به رئیس جمهور شدن احمدی نژاد از قبل اتخاذ شده است شخص رهبری بود."
 
"در حوادث اخیر نیز عده ای از شخصیت ها و جوانان را به زندان برده و تحت شکنجه جسمی و یا شکنجه روحی قرار داده و از زندان به همراه مامور به بیدادگاه فرمایشی و خلاف شرع آوردند تا آنچه را به آنها دیکته شده بود در مورد پیوند با منافقین و بیگانگان و غیره بر زبان آورند. حال آنکه اگر خود جناب آقای خامنه ای را هم فقط یک هفته به همین سلول ها ببرند به مسائلی بیش از اینها اعتراف خواهند کرد."
 
"در حوادث اخیر گزارش های وافره ای واصل گردیده است مبنی براینکه اگر مردم از چنگ مهاجمان امنیتی یا لباس شخصی به خانه ای گریختند ماموران به آن خانه یورش برده و پناه بردگان و صاحبان خانه را با ضرب و شتم دستگیر کرده اند. همچنین در موارد بسیاری اتفاق افاده است که به خانه کسانی که تنها پناه خود را الله اکبر گفتن بر بام خانه می دانستند حمله ور شده و با خشونت آنها را دستگیر کرده و با خود برده اند. از میان این خشونت ها ماجرای حمله به مجتمع مسکونی سبحان به صحن مجلس کشیده شد و کمیته حقیقت یاب مجلس گزارش تکان دهنده اش را منتشر کرد اما گوش شنوایی وجود نداشت. این حادثه غریبی است که روی بدترین جانیان را سفید کرده است زیرا خانه و حریم خصوصی مردم پناهگاه امن مردم بوده است اما ماموران استبداد می خواهند به مردم بگویند هیچ حریم امنی وجود ندارد و مردم حتی درخانه خودشان هم مرعوب باشند. این جرم در برابر چشمان دیگران صورت گرفت."
 
"بنابر آنچه تسطیر یافت مضاف بر تخلفات و مظالم گسترده سال های اخیر که باید مبسوطا در رساله شکواییه دیگری به آن پرداخت، مسئول اصلی بروز بی اعتمادی و درگیری و خشونت ها و کشتارها و زندان ها در انتخابات اخیر، شخص [آیت الله] آقای خامنه ای است و صلاحیت بقای در این مقام را ندارد."
 
"همانطور که حضرات وقوف دارند در جریان مظالم سال های اخیر و خصوصا ماههای اخیر جناب [آیت الله] آقای خامنه ای شرایط مندرج در اصول پنجم و یکصد ونهم را از دست داده اند و مطاق اصل یکصد و یازده قانون اساسی جمهوری اسلامی خبرگان موظف به برکناری وی هستند و با توجه به اینکه چنین شخصی منعزل است هرنوع تعلل شما که منجر به ادامه وضع موجود و تبعات بعدی خواهد بود مسئولیت دنیوی و اخروی آن مستقیما بر عهده شما خواهد بود."
 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388ساعت 17:6  توسط فرهمند  | 

 

www.iran57.com

شعارهای «مرگ بر دیکتاتور» و «مرگ بر خامنه ای» دیوارهای زندان اوین را لرزاند

با آغاز اعتصاب غذای بازداشتیان اجتماعات اخیر در بند 7 (آموزشگاه) اوین بيش از سيصد نفر از خانواده هاي بازداشت شدگان از ساعت 9 صبح در جلوي درب اصلي اوين و مكان ازادي زندانيان به صورت اعتراضي تجمع كردند.  تجمع این خانواده ها که زیر آفتاب سوزان برگزار می شد برخلاف روزهای پیشین که خانواده ها به تجمع و استفسار از وضعیت عزیزانشان بسنده می کردند، تبدیل به اعتراض جمعی با شعارهای «مرگ بر خامنه ای» ، «مرگ بر احمدی نژاد» و  «مرگ بر دیکتاتور» گشته که دیروز را به روزی به یاد ماندنی از مبارزات مردم ایران علیه دیکتاتوری و حکومت کودتا تبدیل کرد.

مادران و پدران با صداي بلند اعلام کردند که در صورت نگرفتن نتيجه در اين مكان تحصن خواهند كرد. گروه هاي مختلف سركوب با تهديد از مردم خواستند تا به خانه هايشان بروند و قول دادند که در ظرف 48 ساعت تكليف همه روشن شود , اما هيچ يك از خانواده ها حاضر به ترک محل نشدند.

شاهدان عینی دلیل آغاز شعار دادن مردم را برخورد خشونت آمیز نیروهای سرکوب مستقر در زندان اعلام کردند.  ایشان خبر می دهند که در ضلع غربي , درب دژباني و آهني زندان اوين و در اتوبان يادگار امام که محل استقرار شعبه 1 بازپرسي ويژه امنيت مي باشد نیروهای سرکوبگر به دستور قاضي مجيد متين راسخ بطرز وحشیانه ای به خانواده ها حمله کردند.  این نيروها در هنگام يورش وحشیانه خود، تعداد زيادي از مردان و زنان کهنسالی که با نگرانی برای وضعیت فرزندانشان در محل جمع شده بودند راهل داده و باعث زمين خورن و آسیب جسمي آنان شدند. در این هنگام بود که صدای نفرین ها و ضجه های پدران و مادران حاضر تبدیل به فریاد شعارهایی علیه نظام و حاکمان دیکتاتور شد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388ساعت 18:30  توسط فرهمند  | 

اعترافات پسر عیسی سحرخیز
اعترافات پسر عیسی سحرخیز

 

شبکه جنبش راه سبز (جرس): مهدی سحرخیز، پسر عیسی سحرخیز از روزنامه نگاران شناخته شده که در جریان حوادث پس از انتخابات دستگیر شد، در یادداشتی با محوریت اعترافات اش تحت عنوان "من اعتراف می‌کنم که به داشتن پدری چون او افتخار می‌کنم" به دستگیری و حبس پدرش اعتراض کرده است.

در متن اعترافات مهدی سحرخیز آمده است:

من اعتراف می کنم که فرزند یک زندانی هستم، پدرم زندانیست. اعتراف می کنم از زندانی بودن پدرم شرمنده نیستم و به آن افتخار می کنم.

من اعتراف می کنم که پدرم دزد نیست، آدمکش نیست، خرابکار نیست، آشوبگر نیست، از دل خس و خاشاک آمده و یاور خس و خاشاک بوده است.

اعتراف می کنم که پدرم خواب راحت خیلی ها را بر هم زد و موجب کابوس شان شد، همانها که جیب خود را از کیسه ملت پر کرده بودند و باعث کابوس ملت شده بودند.

اعتراف می کنم که صداقت پدرم زبانزد همگان است و اعتراف می کنم که شجاعتش در زمانه ای که ترسویان میدان دار هستند برایش دردسر ساخت.

من اعتراف می‌‌کنم که پدرم را ربوده اند و دنده‌هایش را شکسته اند. اعتراف می‌‌کنم که او را حتی به بیمارستان نبردند و در سلول انفرادی انداخته‌اند.

اعتراف می‌‌کنم که حتا به او اجازه داشتن وکیل هم نداده اند. به او حتی در روز پدر اجازه تلفن زدن به دخترش را نداده اند.

اعتراف می‌کنم که هفته‌ها از او بی‌خبر بودیم و حتا در روز تولد مادرم از او خبر نرسید. سالگرد ازدواجشان را مادرم به تنهایی‌ سپری کرد. و من اعتراف می‌‌کنم امسال پدرم بعلت زندانی بودن بر سر مزار عموی شهیدم نرفت.

اعتراف می‌کنم عیسی سحرخیز یک رزمنده جنگ است و برادر شهید. اعتراف می‌کنم که نه از مقامش استفاده شخصی کرده و نه به دنبال مال بوده است.

اعتراف می‌کنم سالها زحمت کشیده؛ چه به عنوان یک مسوول در وزارت ارشاد و خبرگزاری جمهوری اسلامی به عنوان معاون خبرو چه به عنوان مسوول خبرگزاری در سازمان ملل.

من اعتراف می کنم پدرم در کشوری کار می کند که نماینده قوه قضاییه اش گاز می گیرد، من اعتراف می کنم که در کشورم کسی که گاز می گیرد ارتقا پیدا می کند و وزیر می شود، من اعتراف می کنم که گرگانی که به تازگی بر کشورم مسلط شده اند کسی که گاز می گیرد را هم به اندازه کافی وحشی نمی دانند و او را بر کنار می کنند.

اعتراف می‌کنم بزگترین گناه پدرم بی‌ گناهی‌ است. جرمش سخن حق گفتن است. اعتراف می‌کنم که حرف‌ها و عقایدش را قبل از ربودنش گفته است و هر چه بعد از آن به او نسبت دهند کذب محض است و بیانگر اندیشه او نیست.

من اعتراف می‌کنم که به داشتن پدری چون او افتخار می‌کنم. اعتراف می‌کنم آرزویم این است که شاید یک روز بتوانم اندکی‌ شبیه به او باشم. این بزرگترین افتخار من در زندگی‌ خواهد بود.

من اعتراف می‌کنم پدرم و یارانش بازداشت نشده اند بلکه شکنجه شده اند.

ما اعتراف می کنیم که رای دادیم و رایمان را دزدیند.

ما اعتراف می کنیم که آنچه انتخابات نامیدند کودتا بود.

ما اعتراف می‌کنیم دادگاه تشکیل نشد و آنچه از صدا و سیما پخش شد فیلم سینمایی دروغ‌های بزرگ بود.

ما اعتراف می‌کنیم که برادران و خواهرانمان نه تنها شکنجه شده‌اند بلکه به آنها به وحشیانه ترین حالت تجاوز هم شده است. ما اعتراف می‌کنم کهریزک زندان نبود، شکنجه گاه بود و تجاوز گاه.

اعتراف می کنیم که سردمدارانی که بر ما حکومت می کنند بسیار از مرتبه انسانی دور شده اند.

ما اعتراف می کنیم که همه با هم برای گرفتن حقمان ایستاده ایم و یک قدم بر نمی گردیم.

ما اعتراف می کنیم که شما ترسیده اید، از ما که نمی ترسیم وهمه با هم هستیم.

ما اعتراف می‌کنیم که تا خون در رگ ماست، ایرانی آزاد حق مسلم ماست
ما اعتراف می کنیم که به پیروزی و گرفتن حقمان ایمان داریم

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388ساعت 17:22  توسط فرهمند  | 

زنجیر انسانی سبز وبلاگ‌نویسان فردا و تجمع حامیان سبز اعتمادملی، دوشنبه زیر پل کریمخان برگزار می‌شود
موج سبز آزادی :
در پی پخش اعلامیه‌ای توسط حامیان دولت کودتا در نمازجمعه امروز مبنی بر فراخواندن کودتاچیان برای تجمع در مقابل دفتر روزنامه اعتمادملی در روز شنبه، مهدی کروبی از حامیان و هواداران جنبش سبز نیز دعوت کرد که در این تجمع و نیز در تجمعی که برای هواداران در روز دوشنبه تدارک دیده شده است حضوری آرام و مسالمت‌آمیز داشته باشند. در پی پخش این اعلامیه، عده‌ای از وبلاگ‌نویسان نیز خبر از تشکیل زنجیر انسانی سبز در مقابل دفتر روزنامه اعتمادملی در ساعت ۱۶:۰۰ روز شنبه (امروز) داده‌اند.

به گزارش «سحام‌نیوز» دبیر کل حزب اعتمادملی با اشاره به پخش اعلامیه‌ای در نماز جمعه‌ی امروز و انتشار آن در سایت‌های خبری مبنی بر حضور منتقدین روزنامه‌ی اعتمادملی در روز شنبه در مقابل ساختمان این روزنامه گفت: ما از حضور منتقدین استقبال می‌کنیم و از هواداران نیز می‌خواهیم که برای حفظ آرامش روز دوشنبه حضور بیابند.

مهدی کروبی دبیرکل حزب اعتمادملی با اشاره به پخش اعلامیه‌ای در نماز جمعه‌ی امروز و انتشار آن در سایت‌های خبری مبنی بر حضور منتقدین روزنامه‌ی اعتمادملی در روز شنبه در مقابل ساختمان این روزنامه گفت: ما از حضور منتقدین استقبال می‌کنیم و با سعه‌ی صدر، تمام انتقاداها و پیشنهادهای آنان را می‌شنویم و به طور قطع در روزنامه نیز منعکس خواهیم کرد.

کروبی در ادامه گفت:از تمامی هواداران روزنامه‌ی اعتمادملی درخواست می‌کنم فردا از تجمع مقابل روزنامه خودداری نمایند تا با حفظ آرامش و امنیت خبرنگاران ما نظرات منتقدین را بشنوند و بتوانند با آنها گفت و گو نمایند.

ایشان خطاب به هوادارن افزود: بنده نیز به همراه شما برای حمایت و تشکر از دست‌اندرکاران روزنامه اعتماد ملی و بیان نظرات و پیشنهادها، روز دوشنبه ساعت ۱۶مقابل ساختمان روزنامه اعتماد ملی حضور خواهم یافت.

دبیرکل حزب اعتماد ملی در پایان به جوسازان و خشونت‌طلبان هشدار داد که راه تعامل مثبت را در پیش گیرند و فکر نکنند که با فشار،ُ تهدید و تخریب می‌توانند ما را از مسیر دفاع از حقوق مردم خارج نمایند، بلکه بنده یک قدم هم عقب نخواهم نشست.

نمایش بعدی: فردا ساعت ‌٨ صبح در شعبه ‌١٥ دادگاه انقلاب اسلامي تهران
+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم مرداد 1388ساعت 17:1  توسط فرهمند  | 

سازمان مجاهدین انقلاب: مسول تخلفات در ابوغریب کهریزک احمدی نژاد و محصولی هستند :


شبکه جنبش راه سبز (جرس): سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران با صدور بیانیه ای درخواست دستگیری میرحسین موسوی ، خاتمی ، هاشمی رفسنجانی و کروبی از سوی اقتدار گرایان را دستاویزی برای انحراف افکار عمومی از جنایت های روی داده در بازداشتگاههایی نظیر کهریزک دانسته و با انتقاد از تخلفات صورت گرفته در «ابوغریب کهریزک» محمود احمدی نژاد و وزیر کشور را مسول اصلی جنایات روی داده در این بازداشتگاه معرفی کرد.
متن بیانیه سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم
ملت شریف ایران
به رغم دستور تعطیل زندان غیر قانونی کهریزک هر روز شاهد اخبار جدیدی در باره این زندان هولناک هستیم. علاوه بر این براساس اخبار متواتری که ظاهراً قابل انکار نیستند، رفتارهای حیوانی و وحشیانه با زندانیان کهریزک آن گونه که در نامه آقای کروبی به آقای هاشمی رفسنجانی آمده است، به مراتب دلخراش تر و دردناک تر از مرگ و شهادت براثر ضرب و شتم در این زندان است. امروز که پس از گذشت دو ماه هر روز ابعاد تازه تر و جزئیات بیشتری از این زندان هولناک علنی می شود، شاهد تلاش گسترده محافل خبری و رسانه ای وابسته به جریان اقتدار گرا برای منحرف ساختن افکار عمومی از این جنایات و به حاشیه بردن موضوع زندان کهریزک هستیم. جنجال آفرینی های تبلیغاتی سخیف و فرار به جلو عوامل دست دوم وسوم جریان اقتدارگرا نظیر درخواست دستگیری و محاکمه مهندس موسوی و خاتمی و هاشمی و کروبی و یا اظهارات هتاکانه عوامل مذکور علیه خاتمی و هاشمی همگی تلاش هایی برای انحراف اذهان عمومی از موضوع زندان ابو غریب کهریزک است.
همزمان شاهد تحرکاتی برای تقلیل این ماجرای اسفبار به آن چه که «کوتاهی یکی دو افسر جزء در انجام وظیفه» خوانده می شود، هستیم. خبر دستگیری این یکی دو افسر جزء درحالی منتشر می شود که جنایات رخ داده، در حد تخلفاتی نظیرعدم استاندارد بودن شرایط زندان کهریزک، نگهداری تعداد بیش ازحد ظرفیت در این زندان و یکی دو مورد تنبیه بدنی که معلوم نیست علت فوت باشند، اعلام می شود. این اقدامات انسان را به یاد صحنه سازی های پس از فاجعه جنایت بار حمله لباس شخصی ها به کوی دانشگاه می اندازد که نهایتاً به محکومیت یک مأمور جزء به اتهام دزدیدن ریش تراش ختم شد. اما ابعاد جنایات ابوغریب کهریزک، شواهد و مدارک برجای مانده و شاهدان و بازماندگان آن و نیز حساسیت عمومی نسبت به این فاجعه بسیار بیشتر از آن است که به اقتدارگرایان حاکم اجازه دهد آن را به سرنوشت ماجرای کوی دانشگاه تهران تبدیل کنند.
زندان کهریزک یک زندان غیر قانونی و خارج از نظارت و کنترل سازمان زندان ها بوده است. مسئول نهایی و پاسخگوی اصلی حوادث این زندان که زیر نظر نیروی انتظامی اداره می شده است، شخص آقای احمدی نژاد به عنوان رئیس شورایعالی امنیت ملی و آقای محصولی به عنوان وزیر کشور و رئیس شورای امنیت کشور است. این دو تن مسئول تمام تخلفات و رفتارهای غیر قانونی و اسفناک دو ماهه اخیر از جمله در زندان کهریزک علیه شهروندان هستند. فرمانده نیروی انتظامی زیر نظر وزیر کشور فعالیت می کند و شواهد و قرائن موجود نشان می دهد که رئیس دولت و وزیر کشور وی در طول دو ماهه اخیر نه تنها کمترین حساسیت و تلاشی برای نظارت بر عملکرد این نیرو و ممانعت از اقدامات غیر قانونی آن از جمله وجود و فعالیت زندان کهریزک نداشته اند، بلکه برعکس شواهد آشکاری از حمایت رئیس دولت از اقدامات مذکور حکایت دارد. رئیس دولت نهم در حالی اقدام به حرکات تبلیغاتی نظیر نوشتن نامه به رئیس قوه قضائیه و درخواست رأفت اسلامی با بازداشت شدگان حوادث اخیر می کند که درحمایت از رفتارهای سرکوب گرانه و غیر قانونی علیه مردم، وزیر اطلاعات را به دلیل «کم کاری و عدم برخورد فعال وزارت اطلاعات با حوادث دو ماهه اخیر» عزل می کند و ضمن برعهده گرفتن مسئولیت مستقیم این وزارتخانه و ابراز رضایت از ارگان ها و نهادهای نظامی و انتظامی در حوادث مذکور، پرسنل این وزارت را مورد انتقاد قرار می دهد و بلافاصله چند تن از معاونان این وزارت را تنها به خاطر این که توهماتی نظیر انقلاب مخملی و برخوردهای سرکوب گرانه اخیر با معترضان را تأیید نکرده اند، از کار برکنار می کند.
با توجه به آنچه که ذکر شد سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران اعلام می کند هرگونه اقدامی برای رسیدگی به تخلفات و قانون شکنی های دوماهه اخیر در نقض حقوق شهروندان و در رأس تمام آن ها جنایات ابوغریب کهریزک بدون توجه به مسئولیت وزیر کشور و رئیس دولت نهم به عنوان مسئولان اجرایی اصلی این تخلفات، اقدامی ناتمام و غیر بنیادین است و نمی تواند نگرانی ها را نسبت به امکان تکرار چنین جنایاتی در آینده منتفی سازد.

سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران
88/5/21
 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388ساعت 16:50  توسط فرهمند  | 

 

www.iran57.com


لطفا با پخش  این خبر جوانان اسیر را یاری کنید


 هم اکنون از تهران با تماس تلفنی خبر دادند رژیم دست به اعدام جوانان دستگیر‌شده‌ای با نام فروشندگان مواد مخدر زده است که این جوانان ندامت‌نامه امضا نمی‌کنند و در زندانها اعتراض‌های خیابانی خود را پذیرفته و روبروی ماموران رژیم ایستادگی می‌کنند. از مقامات مسئول جهانی بخواهیم  تا از  اعدام جوانان دستگیر شده  به نام دزد و قاچاقچی و متجاوز جلوگیری کنند. این خبر از شخص موثقی که فرزند برادرش در تظاهرات دستگیر شده و جزو اعدام‌شده‌های دو روز پیش است داده شد.

تمنا داریم این خبر مهم را برای جلوگیری از اعدامهای بیشتر جوانان  به همه مردم جهان آگاهی دهید تا به گوش مسئولین موثر بین‌المللی برسد تا شایدکاری بکنند .

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388ساعت 19:17  توسط فرهمند  | 

 



www.iran57.com

آخرين'گزارشات رسيده از بازار-زهرا رهنورد هم به بازار رفت

حضور زهرا رهنورد در بازار . هم اکنون شاهدان عینی اعلام کردند زهرا رهنورد همسر میر حسین موسوی از ورودی خیابان مولوی به بازار وارد شدند / خبري كه هم اكنون از يك شاهد عيني در بازار به دستمان رسيد حضور نيروهاي سركوبگر و نظامي در بازار مشهود است و حتي تصميم به تعطيلي بازار به گوش مي رسد.

پيروزي نزديك است / تجمع در ورودی بازار تهران ( ساعت ۱۰ صبح ) مردم در حال شعار دادن هستند بانک ملی شعبه بازار و تعداد زيادی از مغازه های بازار تعطيل شدند . ... / الان از بازار خبر گرفتم مامورها بازار را به تسخیر خودشان در آوردند نهایت ترس از رفتار حکومت مشخص است ولی مردم امروز باید بازار را از اشغال مامورین در آورند همه با هم به سوی بازار / هدف از تجمع در بازار همگام شدن بازار در اعتصاب است و در صورت حضور گسترده مردم و مامورين قطعا بازار تعطيل مي گردد / گزارش لحظه به لحظه از تجمع امروز معترضین در بازار . این گزارش از طریق 4 شاهد عینی در نقاط مختلف بازار که با ما در تماس هستد ارائه میشود

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388ساعت 18:59  توسط فرهمند  | 

رامین قهرمانی

شبکه جنبش راه سبز (جرس): رامین قهرمانی 15 روز بعد از اینکه با پای خود برای دفای از بیگناهیش رفته بود، با بدنی که آثار شکنجه بر آن نمایان بود، از زندان آزاد و پس از دو روز بر اثر جراحات وارده در آغوش مادر به شهادت رسید.

سایت نوروز در این خصوص نوشته است، در درگیری های روزهای پس از انتخابات، ماموران از طریق دوربین مداربسته یک بانک چهره رامین قهرمانی را شناسایی شده وبرای دستگیری وی به منزلش مراجعه می کنند.
به دلیل عدم حضور رامین قهرمانی در منزل ماموران به مادر او می گویند که فرزندش هرچه زودتر خود را معرفی کند.

مادرشهید قهرمانی نیز با استناد به بیگناهی پسرش و با این استدلال که فرزندش کاری جز اعتراض آرام انجام نداده است، همراه با او به محلی که ماموران گفته بودند مراجعه می کند. اما رامین قهرمانی 15 روز بعد از اینکه با پای خود برای دفای از بیگناهیش رفته بود، با بدنی که آثار شکنجه بر آن نمایان بود، از زندان آزاد میشود.

او پس از آزادی به مادرش گفته که چندین روز از پا او را آویزان کرده اند. شهید رامین قهرمانی پس از آزادی به دلیل لخته های خون موجود در سینه اش در بیمارستان بستری و به شهادت میرسد.

خانواده قهرمانی تحت فشار شدید برای منع انتشار خبر شهادت فرزندشان هستند. آنها تحت تدابیر شدید امنیتی فرزند خود را به خاک سپردند. تا جایی که پس از مراسم خاکسپاری به دلیل تهدیدات نیروهای امنیتی مبنی بر اینکه سر مزار فرزند شهیدشان حق ندارند با صدای بلند گریه کنند و شیون سردهند، 5 نفر از اعضای فامیل او دچار فشارهای عصبی شدید شده تا جایی که برخی از آنها کارشان به بیمارستان کشیده شده است.

شهید رامین قهرمانی متولد سال 1358 بوده و محل سکونت وی در خیابان شهرآرا است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388ساعت 12:26  توسط فرهمند  | 

شهیدی دیگر در راه جنبش سبز

(ıز:  تارنگارادامه راه سبز «از انقلاب تا آزادی»)

جرس: آرمان استخریان 16 ساله و اهل شیراز بر اثر صدمات ناشی از ضربه های وارده بر پیکر نوجوانش در جریان اعتراضات سوم تیرماه جان خود را از دست داده و به جمع شهدای جنبش سبز پیوست.

آرمان استخریان به همراه یکی از بستگان خود در جریان تجمع اعتراضی سوم تیرماه در شهر شیراز حضور داشته که در پی هجوم ماموران لباس شخصی و بسیجی به معترضان به شدت مضروب شده و بر اثر شدت جراحات وارده جان خود را ازدست داده است.

خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران نیز درهمین باره خبر داده است که این نوجوان 16 ساله پس از مضروب شدن به بیمارستان نمازی شهر شیراز منتقل شد و پس از حدود 17 روز که در کما بود جان باخت.

جسد این شهید نوجوان پس از سه روز و به صورت مشروط به خانواده استخریان تحویل داده شد و در پرونده پزشکی وی علت فوت تصادف ذکر شده است.

همچنین پس از تحویل جسد به خانواده استخریان، نیروهای امنیتی اجازه برگزاری هیچ گونه مراسم ختم و سوگواری را به خانواده وی نداده اند و حتی این خانواده را مورد تهدید و فشار قرارداده اند تا منزل مسکونی خود در شیراز را ترک کنند.

بنا برگزارش ها نیروهای امنیتی همچنین از هرگونه ابراز همدردی همشهریان و آشنایان این خانواده در محل اقامت آنها جلوگیری کرده و تمام پارچه نوشت ها و تسلیت نامه ها به این خانواده را جمع آوری کرده اند.

گفتنی است احمد استخریان پدر آرمان نیز از زندانیان سابق سیاسی بوده که دو سال پیش فوت کرده است.

پیش از این نیروهای امنیتی در شهرهای تهران ، اصفهان و کرمانشاه نیز ضمن گرفتن تعهد کتبی از خانواده برخی از شهدای جنبش سبز ، اجساد این عزیزان را بصورت مشروط و تنها در صورت عدم انتشار خبر شهادت در اعتراضات و عدم برگزاری هرگونه مراسمی صادر کرده بودند.

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم مرداد 1388ساعت 20:14  توسط فرهمند  | 

هجوم یگان ویژه و لباس شخصی ها به خانواده ها و مردم معترض به برگزاری دادگاه نمایشی


شبکه جنبش راه سبز(جرس): یگان های ویژه و ماموران لباس شخصی صبح امروز گروهی از مردم و شماری از خانواده های بازداشت شدگان را که همزمان با برگزاری دومین دادگاه نمایشی در مقابل مجتمع امام خمینی تجمع کرده اند، مورد هجوم قرار دادند.

به گفته شاهدان عینی خانواده های بازداشت شدگان که به شدت نسبت به برگزاری دادگاه نمایشی از سوی کودتاچیان،خشمگین اند در تجمع مقابل دادگستری به سر دادن شعار الله اکبر پرداختند که با هجوم ماموران مواجه شدند.

گزارش ها حاکی است که با افزایش شمار تجمع کنندگان در مقابل دادگستری تهران علاوه بر ماموران یگان های ویژه و ماموران لباس شخصی،ده ها مامور موتورسوار نیز در حوالی محل برگزاری این دادگاه نمایشی حضور دارند.

ماموران یگان های ویژه همچنین ساختمان دادگستری را در محاصره خود گرفته و تلاش می کنند با ضرب و شتم،تهدید،و ایجاد وحشت خانواده ها و مردم تجمع کننده را متفرق کنند.

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم مرداد 1388ساعت 16:35  توسط فرهمند  | 

مراسم چهلم شهید بهزاد مهاجر فردا پنج شنبه برگزار می شود

مراسم چهلم شهید بهزاد مهاجر فردا پنج شنبه از ساعت 6 عصر برگزار خواهد شد.
 

آدرس محل برگزاری این مراسم: سعادت آباد، بالاتر از ميدان سرو، روبروی شهروند، خيابان هفدهم، خيابان پيوند شمالی، كوچه بيست و دوم، پلاك 11، زنگ اول
 

به گزارش خبرنامه امیرکبیر بهزاد مهاجر، در تجمع روز 25 خرداد بازداشت شده بود، که جسد وی پس از 46 روز به خانواده اش تحویل داده شد.
 

طی این مدت اقوام بهزاد مهاجر به دنبال نشانی از وی به دادگاه انقلاب، زندان اوین و مراکز قضایی مراجعه کردند، اما مسئولین از ارائه پاسخ مشخص به آنها خودداری می کردند.
 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388ساعت 17:15  توسط فرهمند  | 

همراهی با جنبش سبز در برابر سازمان ملل

 

اعتصاب غذای سه روز ه‌ در برابر مقر سازمان ملل برای دفاع از جنبش سبز مردم ایران آغاز شد. شخصیت‌های آکادمیک، سیاسی، مدنی و هنری حاضر در این اعتصاب، برای ابراز همدردی با رنج‌ دستگیرشدگان، تنها چای و آب خواهند خورد.

 

این اعتصاب غذا و تحصن به پیشنهاد اکبر گنجی، فعال حقوق بشر و زندانی سیاسی سابق انجام می‌شود. گروهی از نخبگان علمی، اجتماعی و فرهنگی جامعه ایرانیان خارج از کشور از این پیشنهاد استقبال کرده و مستقیما در اعتصاب غذا شرکت می‌کنند. پاره‌ای دیگر از چهره‌های شاخص ایرانی یا آمریکایی نیز با پیوستن به تحصن، تلاش مردم ایران برای نیل به دمکراسی را ارج می‌نهند. نوآم چامسکی منتقد سرشناس آمریکایی یکی از آنهاست.

همبستگی هنرمندان ایرانی و آمریکایی با این اقدام چشمگیر بوده است. گوگوش، ابی، شهیار قنبری، فرامرز اصلانی، شهره آغداشلو، رابرت ردفورد یا شون پن از جمله هنرمندان حامی این اعتصاب غذا و تحصن هستند.

اکبر گنجیBildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift:  اکبر گنجیاکبر گنجی در گفتگو با دویچه‌وله از حضور دهها نفر در ساعت هشت صبح در برابر سازمان ملل گفت و از کسانی یاد کرد که برای شرکت در این جمع، تاب سفرهای طولانی از استرالیا، کانادا، اروپا یا ایالت‌های دیگر آمریکا را آورده‌اند.

شیرین نشاط، هنرمند مقیم نیویورک از کسانی است که صبح زود به این جمع پیوست. او به دویچه‌وله گفت: « با شرکت در این اعتصاب غذا از جوانانی که در زندان هستند، حمایت می‌کنیم. فکر می‌کنم هرچه توجه عموم را جلب کنیم، امکان آزادی دستگیرشدگان بیشتر می‌شود».

شیرین نشاطBildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift:  شیرین نشاطشیرین نشاط ادامه می‌دهد که به دلیل شتاب مسائل سیاسی، تمرکز کنونی‌اش تنها روی چنین حرکت‌هایی است اما در اولین فرصت، احساسات خود در مورد جنبش مقاومت مردم ایران را در کار هنری خود منعکس خواهد کرد.

حمید دباشی، استاد دانشگاه کلمبیا در باره تاثیر این اقدام نزد افکار عمومی می‌گوید: «از نظر سمبلیک، تجمع ما برای صحبت کردن با جهان است. می‌دانیم که خبر ما در ایران نیز منعکس می‌شود و می‌خواهیم بدنه‌ی جنبش بداند که تنها نیست.  ما همه شاخ و برگ‌های جنبش سبز هستیم».

این جامعه‌شناس تاکید می‌کند که جنبش سبز، پروژه‌ی مهندس موسوی نیست.  وی موسوی را بخشی از این جنبش و کل جنبش را متعلق به آزادیخواهان ایران می‌داند.

شهرنوش پارسی پور، نویسنده ساکن کالیفرنیا در مورد حضور خود در نیویورک می‌گوید: «من دارم دنبال مردم ایران می‌روم که ثابت کردند چقدر انسان و متمدن هستند. اینجا نشسته‌ام به این امید که سازمان ملل دخالت کند و جلوی ظلم جاری در ایران را بگیرد و زندانیان آزاد شوند».

شهرنوش پارسی‌پورBildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift:  شهرنوش پارسی‌پورپارسی‌پور که خود در دهه شصت پنج سال در حبس بوده، امید یک زندانی به همبستگی و تلاش دیگران را به خوبی می‌شناسد و می‌گوید: «ما گاهی در یک بند ۷۰۰ نفر بودیم و همیشه تمرکز نداشتیم. اما مسلما همه فکر می‌کردیم که مردم دنیا و به ویژه ایرانیان چقدر به یاد ما هستند».

پارسی پور به مقاومت مردم برای نیل به آزادی  خوشبین است و ادامه می‌‌دهد: «دچار توهم نیستم که فکر کنم یکباربرای همیشه، جامعه‌ای ساخته می‌شود. همه چیز را همگان دانند و همگان هنوز از مادر زاده نشده‌اند. جهان در پی نسل‌ها ساخته می‌شود. ما در نسل خود کارهایی می‌کنیم. از جمله این که می‌گوییم قربانی کردن انسان به نام خدا، توهین به خداست».

نزهت فرنودی، پزشک روانشناس نیز به دویچه‌وله می‌گوید: «هر روانشناس متعهدی باید به خاستگاه رنج‌ها و دردهای بشری حساس باشد. حکومت‌های دیکتاتوری و استبدادی یکی از عمیق‌ترین و وسیع‌ترین خاستگاه‌های اختلال‌ها و  روان نژندی‌های بشر هستند. کار ما فقط این نیست که بیماران آزرده را در مطب معالجه کنیم. ما باید به وسیع‌ترین ریشه‌های این آزردگی‌ها، یعنی جوامع دیکتاتوری نیز بپردازیم.  من نمی‌توانم نسبت به رنج جوانان ایرانی بی‌تفاوت باشم که تنها بخاطر اظهار نظر کیفر می‌بینند. من اینجا هستم که از جنبش کنونی برای دفاع از حقوق بشر و آزادی‌خواهی دفاع کنم».

اعتصاب غذا در نیویورک، در فاصله روزهای ۲۲ تا ۲۴ ژوییه، هر روز از ساعت ۸ صبح تا ۸ شب دربرابر مقر سازمان ملل برگزار می‌شود. آخرین خبرها در ساعت ۱۷ روز چهارشنبه (۱۱ صبح به وقت محلی)،  حاکی از حضور دستکم ۲۵۰ نفر در این مراسم بود. 

نویسنده: مهیندخت مصباح

 

تحریریه: داود خدابخش

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم مرداد 1388ساعت 17:57  توسط فرهمند  |