تارنگار میراث ملی با توجه به درج مطالبی در یکی از وبلاگ های دوست و وطن دوست که متاءسفانه غسل تعمید انگلیس بود به زودی سلسله مطالبی را در خصوص لطمات وارد بر ایران وایرانی از ناحیه انگلیس وانگلیسی را درج می نماید .
در راستاي تعهد فوق مطلبي تحت عنوان ((ناگفته هاي امتيا ز دارسي)) خدمتتان ارائه مي گردد.
مقاله " ناگفته هایی از امتیاز دارسی " در شماره 29 "فصلنامه تاریخ روابط خارجی" به چاپ رسیده است >نويسنده: فرهمند
معرفي سند
ناگفتههاي امتياز دار سی
چكيده:
واگذاري امتياز نفت دارسي ازسوي مظفرالدين شاه قاجار به ويليام ناكس دارسي در سال 1901م. نقطة عطفي در تاريخ معاصر ايران است؛ چرا كه ورود نفت به عرصة اقتصادي كشور پيامدهاي سياسي، اجتماعي و اقتصادي بسيار داشت. جنبش ملي نفت ايران با ابعادي وسيعتر از مناقشة اتمي ايران با امپرياليسم جهاني در حال حاضر از پيامدهاي سياسي ـ اجتماعي امتيازي بود كه حق ملتي را به بيگانه واگذار كرده بود. تحكيم و تثبيت اقتدار و نفوذ انگليس در ايران، كوشش انگليس براي تجزية خوزستان از ايران، برتري نيروي دريايي انگليس در جنگ جهاني دوم با استفاده از نفت ايران از ديگر پيامدهاي واگذاري اين امتياز بود. در اثر حاضر، ناگفتههايي از پشت پردة واگذاري امتياز نفت دارسي و كوشش دولت انگليس براي به چنگ آوردن اين امتياز بررسي ميشود
«دولتهاي اروپا كار را به جايي رسانيدهاند كه بدون مواجه شدن با اعتراض ملتهاي خود از ملت ايران، صرفاً به جرم اينكه يك ملت شرقي است، حق زيستن را سلب ميكنند. اين بربر صفتي جديد اروپايي ديگر ديري است فراموش كرده است كه تا چه پايه اروپا مديون ايران است. از آن هنگام كه متفكران مورد تعقيب و تعذيب روم و بيزانس نزد خسروكبير ايران پناه مييافتند تا روزگاري كه گوته در مكتب حافظ و سعدي جواني از سر گرفت و نيچه ] و [ فيتز جرالد از آثار عمر خيام نشاط تازه زندگاني را جستجو ميكرده است ] اند [ .»
جرج برندس
مقدمه
نامة 25 مهر 1319 سفارت ايران در روم، به وزارت امور خارجه دربارة فرستادن ترجمة مقالة نفت ايران منتشر شده در روزنامة لاكويير اين ناپولي در 21 سپتامبر 1940 در واقع سندي را در اختيار وزارت امور خارجة ايران قرار ميدهد كه حاوي اطلاعات بسيار مهم و ناگفتهاي دربارة پشت پردههاي امتياز نفت دارسي است و بررسي اين مقاله براي پژوهشگران مسائل تاريخ معاصر ايران بسيار اهميت دارد.
امتياز دارسي، امتياز ننگيني بود كه ايران را وارد مرحلة جديدي از تاريخ خود، يعني مرحلة استبداد نفتي كرد. امتيازي كه حضور انگليس را در ايران تحكيم و تثبيت كرد و سرمنشاء فساد سياسي و اقتصادي بسياري در اين آب و خاك شد. امتياز دارسي موجب رنگ باختن اهميت هندوستان در مقابل اهميت نفت ايران شد و اين نه نويدي براي ايران بلكه بيانگر شروع دوران تيرهبختي ايرانيان به سبب قرباني شدن در پاي خواستههاي امپرياليستي انگليس بود.
نفت ايران سبب تغيير سيستم گردش خون ناوگان جنگي انگليس از زغال سنگ به نفت شد و در كنار موقعيت ژئوپلتيك ايران كه آن هم با اشغال نظامي اين كشور در خدمت متفقين در آمد، عامل ديگري براي پيروزي متفقين در جنگ جهاني دوم شد. مقالة نفت ايراني (سند حاضر) نكتههاي مهمي را دربارة چگونگي كوشش انگليس براي چنگاندازي بر اين سرماية ملي، افشا ميكند. پيش از معرفي اين سند بيان توضيحاتي از منابع ديگر دربارة امتياز دارسي ضروري است.
واگذاري امتياز دارسي
ژاك دمورگان ، باستانشناس فرانسوي و ادوارد كوت كه زماني نمايندة رويتر در ايران بود، بارها در جنوب ايران با چشمههاي جوشان نفت روبه رو شده بودند. ادوارد كوت و يك ارمني بازنشستة گمرك ايران به نام آنتوان كتابچيخان (رئيس هيئت نمايندگي ايران در نمايشگاه سال 1900م. پاريس) با سرهنري دروموند ولف دربارة يك امتياز نفتي پرسود، در پاريس مذاكره كردند و با پيشنهاد پورسانتي سنگين موفق شدند نظر وي را جلب كنند؛ دروموند ولف، دارسي را به عنوان مشتري خريد امتياز نفت پيشنهاد كرد (رايت، 1364، ص 219).
دارسي كه بود؟ ويليام ناكس دارسي در جواني با مسافرت به استراليا از راه اكتشاف و بهرهبرداري از معدنهاي طلا به جرگة سرمايهداران پيوسته بود، اما از اشراف لندن به شمار نميرفت. دارسي كه در اين زمان در لندن بود به دنبال پيشنهاد دروموند ولف پيش از اقدام براي گرفتن امتياز، دو نفر مهندس زمينشناس به نامهاي برلز و دالتون را براي مطالعه و اثبات وجود نفت به ايران فرستاد. دارسي پس از دريافت گزارش زمينشناسان مزبور مبني بر تأييد ذخاير نفت در ايران، مستر آلفرد ماريوت را به نمايندگي از طرف خود همراه ادواردكوت و كتابچي خان براي دريافت امتياز نفت به تهران فرستاد (ذوقي، 1374، ص 61) .
سر آرتور هاردينگ وزير مختار انگليس در تهران كه وظيفة اصلي دريافت امتياز نفت را از مظفرالدين شاه قاجار برعهده گرفت، در كتاب خود موسوم به يك ديپلمات در شرق به شرح واقعه ميپردازد و به دست آوردن امتياز زمينهاي نفتخيز جنوب ايران را براي يك شركت انگليسي به عنوان نخستين مأموريت مهم خود پس از ورود به تهران بيان ميكند:
«در اين موقع كه من تازه به تهران رسيده بودم، سردروموند ولف كاغذي به من نوشت ] و [ مستر ماريوت را به من معرفي كرد و نوشته بود مستر ماريوت موضوع را براي من شرح خواهد داد، موضوع تحصيل امتياز معادن نفت بود. وقتي كه ماريوت مقصود خود را بيان كرد، ديدم موضوع مهم است و ارزش آن را دارد كه من اقدام كنم. براي اينكه رضايت خاطر اولياي ايران نيز جلب شود لازم شد سهامي هم از آن معادن نفت كه تصور ميشد در زمينهاي غربي ايران پيدا شود به اشخاص ذينفوذ داد حتي شخص صدراعظم ايران. من در اين كار وارد عمل شدم و صدراعظم ايران را ملاقات كرده موضوع را در ميان نهادم و اصرار كردم اين امتياز را براي يك مؤسسه انگليسي به دست آورم. تقاضاي من اين بود، امتياز انحصاري و بلامانعي را براي استخراج نفت در تمام اراضي ايران به استثناي ايالات شمالي كه مجاور سرحدات روسيه است...» (محمود، 1367، ص 252).
ميرزا علياصغر خان اتابك، صدراعظم ايران، در پاسخ به درخواست هاردينگ از وي خواست در نامهاي به زبان فارسي درخواست امتياز را فوري مطرح كند. اتابك با اطلاع از ناآگاهي وزيرمختار روسيه، مسيو آرگيرو پولو ، از خط فارسي و مرخصي بودن مسيو استريتر ، منشي شرقي سفارت كه به خواندن فارسي مسلط بود، فرصت را غنيمت شمرد و با ابلاغ اين نامه به سفارت و معطل ماندن آن تا بازگشت منشي سفارت، مخالفت روسيه با امتياز درخواستي انگليس را خنثي كرد (همان، ص 253) .
هاردينگ به وزارت امور خارجة انگليس نوشت:
«در صورتي كه روياهاي امتياز گيرندگان منتهي به واقعيت گردد و نفت به ميزاني كه در باكو وجود دارد كشف شود، اين امتياز داراي ارزش اقتصادي و سياسي فراواني خواهد گرديد.» (رايت، 1364، ص 220).
با كوششهاي هاردينگ و ماريوت در تهران و همكاري ميرزا علي اصغرخان اتابك، امتيازنامة دارسي در تاريخ 21 مه 1921 (1319ق / 1279ش) به امضاي مظفرالدين شاه قاجار رسيد.
خلاصة امتيازنامه
بحث دربارة امتياز دارسي بدون اشاره به مواد آن منطقي نيست، از سويي آوردن متن كامل امتيازنامه هم در اين مختصر مقدور نيست، پس براي آگاهي از موضوعهاي مطرح شده در متن به ارائة چكيدهاي از آن بسنده ميشود:
فصل اول: واگذاري امتياز انحصاري اكتشاف، بهرهبرداري، توسعه، تجارت، حمل و نقل و فروش نفت، گاز و قير طبيعي در سراسر خاك ايران به ويليام ناكس دارسي براي مدت 60 سال.
فصل دوم: اجازة لولهكشي لازم از سرچشمههاي نفتي تا خليج فارس و شعبههاي توزيع نفت.
فصل سوم: بيان چگونگي نحوة همكاري دولت ايران در تأمين زمينهاي مورد نياز صاحب امتياز براي انجام عمليات نفتي.
فصل چهارم: دربارة واگذاري معادن فعال نفتي شوشتر، قصرشيرين و بندر دالكي بوشهر به صاحب امتياز، مشروط بر آنكه مبلغ دو هزار تومان ماليات ديواني ساليانة معادن فعال مزبور را كه دولت دريافت ميكند (علاوه بر 16%، مورد تعهد صاحب امتياز)، همچنان به دولت ايران پرداخت شود.
فصل پنجم: دربارة طراحي و احداث لولهها به دست مهندسان صاحب امتياز.
فصل ششم: استثناء ولايات آذربايجان، گيلان، مازندران، خراسان و استرآباد از شمول منطقة امتياز.
فصل هفتم: دربارة معافيت مالياتي و عوارض و حقوق گمركي در اراضي تحت عمليات نفتي در طول برقراري امتياز (60 سال).
فصل هشتم: دربارة اجازة صاحب امتياز براي عمليات اكتشافي در مناطق نفتي احتمالي.
فصل نهم: به اجازة صاحب امتياز براي تأسيس شركتهاي نفتي زير مجموعة خود ميپردازد.
فصل دهم: تعهد مالي شركت استخراج، نسبت به دولت ايران مبني بر پرداخت 20 هزار ليره نقدي و ارائة 20 هزار ليره سهام، يك ماه پس از تأسيس و پرداخت 16 درصد از سود ساليانه.
فصل يازدهم: نظارت كميسر ويژة دولت ايران بر حسابهاي مالي شركتهاي صاحب امتياز براي حفظ حقوق دولت شاهنشاهي و پرداخت حقوق وي ازسوي صاحب امتياز.
فصل دوازدهم: تأكيد بر به كارگيري كارگران ايراني در تأسيسات نفتي.
فصل سيزدهم: دربارة واگذاري نفت رايگان از سوي صاحب امتياز به اهالي محلي به ميزاني كه در گذشته بهرهبرداري ميكردند.
فصل چهاردهم: توضيحاتي در مورد تعهد امنيتي دولت ايران در قبال شركت نفت.
فصل پانزدهم: دربارة واگذاري ابزار و تأسيسات نفتي به دولت ايران پس از انقضاي مدت امتياز.
فصل شانزدهم: اشاره به فسخ امتياز در صورت راهاندازي نشدن شركت پيشبيني شده در فصل هشتم ازسوي صاحب امتياز.
فصل هفدهم: بررسي مراجع حل اختلاف طرفين معاهده در صورت بروز اختلاف با تأكيد بر لزوم حل و فصل مسئله در تهران.
فصل هجدهم: توضيحاتي پيرامون نگارش متن امتياز در دو نسخه به فرانسه و فارسي و اولويت متن فرانسوي در صورت اختلاف در متن يا مضمون (لساني، 1357، ص 9ـ65).
امضاكنندگان و تصديقكنندگان قرارداد، آلفرد ماريوت (ماريوتون)، وكيل دارسي، ژرژ گراهام ، نايب كنسول انگليس در تهران، از يك سو و مظفرالدين شاه قاجار، ميرزا علياصغر خان اتابك، صدراعظم و مشيرالدوله، وزير امور خارجه از سوي ديگر بودهاند (راهنما و مشخصات معاهدات دوجانبة ايران...، 1370، ص 159).
فعاليت دارسي پس از دريافت امتيازنامه
مهندسان حفاري دارسي، موفق شدند در ناحية چاه سرخ قصرشيرين به نفت برسند، اما به دليل اقتصادي نبودن استخراج چاه مزبور از بهرهبرداري آن صرفنظر كردند و به ادامة اكتشاف در جنوب ايران پرداختند. دارسي در سال 1903م. شركت بهرهبرداري اوليه را تأسيس و افزون بر پرداخت تعهدات مالي خود به دولت ايران، مطابق فصل دهم امتيازنامه، هديههايي به شاه و درباريان تقديم كرد. وي 30 هزار سهم به مظفرالدين شاه، 10 هزار سهم به اتابك، 5 هزار سهم به ميرزاحسين خان مشيرالدوله، وزير امور خارجه و 5 هزار سهم به نظامالدين مهندس الممالك، وزير معادن هديه داد (ذوقي، 1375، ص 67).
دارسي براي دريافت كمك مالي بيشتر در 1905م. با مشاركت شركت نفت برمه و لرد استراتكوتا يكي از سرمايهداران انگليسي، شركتي به نام سنديكاي امتيازات تأسيس كرد كه عمليات اين شركت نيز ناكام ماند (نصر، 1363، ص 372). دارسي پيش از تأسيس سنديكاي امتيازات به قدري نااميد شده بود كه به دنبال فروش امتياز نفت بود، اما پس از انتخاب درياسالار لرد فيشر به فرماندهي نيروي دريايي انگليس و طرح نامبرده براي تبديل سوخت نيروي دريايي انگليس از زغال سنگ به نفت موقعيت عوض شد. لرد فيشر به ياري دارسي شتافت و در واقع از واسطههاي تشكيل شركت سنديكاي امتيازات بود؛ زيرا قوانين انگليس، دولت را از شركت در امور بازرگاني منع كرده بود و با تشكيل اين شركت، امتياز همچنان در دست انگليسيها باقي ميماند (ذوقي، 1375، ص 67).
كوششهاي شركت جديد پيش از دست كشيدن از ادامة عمليات نتيجه داد و با فوران چاهي در مسجد سليمان در 26 مه 1908 / 5 خرداد 1287 اوضاع تغيير كرد تا جايي كه شركت سنديكاي امتيازات در سال 1909م. به شركت نفت ايران و انگليس تبديل شد (نصر، 1363، ص 373).
شركت نفت ايران و انگليس سرمنشاء فساد و دخالت در كارهاي سياسي و اجتماعي ايران شد و به اعتراض و نارضايتي ايرانيان دامن زد تا جايي كه سردنيس رايت كه در سالهاي مبارزة ملت ايران براي ملي كردن نفت، به عنوان كاردار انگليس در تهران و ده سال بعد با سمت وزيرمختار انگليس در ايران حضور داشت، در شرح كارهاي تحريكآميز شركت نفت ايران و انگليس و اعتراض ايرانيان به آن نوشت:
«هر چه زمان ميگذشت و كمپاني از رونق بيشتري برخوردار شده و به پيشرفتهاي زيادي ميرسيد، قضيه از ديدگاه ميهنپرستان ايراني صورت ديگري پيدا ميكرد آنها ميانديشيدند كه كمپاني نفت ايران و انگليس يك مؤسسه ممتاز خارجي و دور از ارادة ملي آنهاست. آنها مشاهده ميكردند كه كمپاني نفت انگليس و ايران مسائل و مشكلات خود را مستقيماً با خوانين و مشايخ محلي حل و فصل ميكند و با دولت ايران سرناسازگاري دارد. آنها اين نكته را كه انگليسيها اداره كنندة امور فني كمپاني هستند در نظر داشتند. بعضي مواقع برداشت آنها از معافيتهاي گمركي مندرج در امتيازنامه كه مورد اعتراضشان قرار ميگرفت موجه نمينمود. يكي از موارد اعتراض آنها ورود تعداد زيادي كارگر هندي بود. در صورتي كه در امتيازنامه مذكور بود كه در امور غيرفني فقط ميبايستي از ايرانيان استفاده شود. آنها همچنين روش محاسبه سود شركت را مورد اعتراض قرار ميدادند چرا كه در اين محاسبه كه 16 درصد سود آن به دولت ايران داده ميشد درصد خيلي زيادتري روانه خزانه انگلستان و جيب سهامداران انگليسي ميشد. ايرانيان از اشغال ميادين نفتي و پالايشگاه آبادان توسط هنديها در طول جنگ و خودداري كمپاني از پرداخت بهاي نفتي كه ناوگان پادشاهي انگلستان بارگيري كرده بود اظهار نارضايتي مينمودند. از ديدگاه ايرانيان انگشت شماري كه در اين ماجراها منافعي داشتند دعاوي و پاسخ آنها در سال 1920 كاملاً غيرقابل قبول تلقي ميگرديد.
عليرغم همة اينها، در آن روزگار اثري از حوادثي كه در آينده شركت با آنها مواجه گرديد مشاهده نميشد. نفتگران انگليسي به سبب ماهيت حرفهاي تخصص خود و دورافتادن آنها از بقيه نقاط مملكت، كمتر به آنچه كه در ساير نقاط ميگذشت توجه داشتند. ايرانيان نيز شخصاً كمتر به خوزستان ميانديشيدند و همينطور كمتر نگران شيخ خزئل و خوانين بختياري بودند. كمپاني نفت انگليس و ايران به مرور زمان تبديل به يك دستگاه خود مختار گرديد كه داراي نفوذ در مجاري قانوني كشور بود و به جاي خود مورد انتقاد ميهنپرستان و سياسيون ايران قرار ميگرفت» (رايت، 1364، ص 4ـ223).
معرفي اسناد
اسناد حاضر شامل هفده برگ سند از سال 1319ش. است كه از مسائل مربوط به شركت نفت ايران و انگليس، وقايع پشت پردة امتياز دارسي و بهويژه سياست نفتي انگليس در ايران شرح جالبي ارائه ميدهد. اهميت اسناد حاضر در بيان اطلاعاتي است كه تا به حال در هيچ كتاب يا مقالهاي منتشر نشده است. سند شمارة (1) از اين مجموعه سند نامة 25 مهر 1319 سفارت شاهنشاهي ايران در رم به وزارت امور خارجه است كه در واقع نامة ابلاغ ترجمة مقالة مندرج در روزنامة لاكوريير اين ناپولي منتشر شده در تاريخ 21 سپتامبر 1940 است. (1)
سند شمارة (2) ترجمة اين مقاله به دست دكتر محمد احتشام در سيزده برگ است كه صفحة نخست آن در توصيف اهميت موقعيت نفتي ايران است. (2)
سند شمارة (2) در صفحة دوم ضمن اشاره به اهميت نفت براي انگليس، وضعيت شركت نفت ايران و انگليس را در ايران تشريح ميكند:
«يك مؤسسة وسيع اقتصادي مقتدر كه آلت مطلق سياست انگليس است: شركت نفت انگليس و ايران كه محصولات نفت كشور را كنترل مينمايد در ايران تسلط يافته است. اين شركت با قوانين و رؤسا و آيين نامه مخصوص به خود دولتي را در دولت تشكيل ميدهد.» (3)
سومين صفحة ترجمة مقاله، از ناصرالدين شاه قاجار به عنوان واگذاركنندة امتياز ياد ميكند كه در واقع نويسندة مقاله اشتباه كرده است؛ چرا كه واگذار كنندة امتياز، مظفرالدين شاه قاجار بوده است نه ناصرالدين شاه. (4)
مقالة نفت ايراني در صفحة چهار اشتباه ديگري دارد و مدت قرارداد را پنجاه سال بيان ميكند در صورتي كه مدت قرارداد شصت سال بوده است.
صفحة چهارم اسناد حاضر به آگاهي اينتليجنس سرويس انگليس از امتياز دارسي اشاره ميكند. (5)
صفحة پنج دربارة كوشش براي به دست آوردن اين امتياز است. اين قسمت بخشي از اطلاعاتي است كه نگارندة اين اثر در جايي نديده و نخوانده است و بررسي آنها براي پژوهشگران و علاقهمندان مباحث تاريخي ميتواند مفيد باشد:
«سه مرتبه در كشتي به طور اسرارآميزي به اطاق او دستبرد زدند. اما موفق به ربودن سند نشدند. به كرات وجوه هنگفتي به كانادايي پيشنهاد شد و همه را رد نمود بالاخره يك كشيش انگليسي موسوم به اسپرينگ فيلد با دارسي وارد صحبتهاي مذهبي از قبيل تمدن مذهب عيسوي و بتپرستي ايراني شده او را به فكر انداخت كه براي تبليغات و انتشار مذهب عيسوي بين ملتهاي گمراه از امتياز معروف استفاده نمايد. دارسي تحتتأثير كشيش (كه در واقع عامل اداره استخبارات سياسي انگليس بود) واقع شد سند را به منظور پيشرفت امور مذهبي به او واگذار نمود و حتم داشت كه مرتكب عمل خيري شده است.» (6)
صفحة ششم از سند شمارة (2) به پيروزي انگليس در به ارث بردن امتياز دارسي پرداخته است و به كوششهاي آن كشور براي تثبيت موقعيت نفتي خود در ايران از جمله با تأسيس شركت نفت ايران و انگليس در سال 1919م. اشاره ميكند:
«انگليس كنترل كامل عمليات و اكثريت سهام شركت را براي خود تأمين نمود. كلاهبرداري مهم به خوبي و كاملاً صورت گرفت.» (7)
صفحة هفتم اسناد، از كارهاي شومي پرده بر ميدارد كه انگليس براي انحصارطلبي نفتي در ايران انجام داده است. انگليسيها در پي آگاهي از واگذاري امتيازي مشابه امتياز دارسي به يك مهندس روس به نام برتچف مأموريت بر هم ريختن اوضاع ايران را در دستور كار خود قرار دادند و به سرگرد هربرت يانگ و ستوان توماس لاورنس دستور دادند در اصفهان شورش كنند: (Cool
«اين دو افسر خود را در ظاهر مسلمان وانمود كرده، دستة پرچم سبز را تشكيل دادند كه مدت مديدي كوچهها و ميدانهاي شهرهاي ايران را آلوده به خون نموده، يك اسلوب ترور واقعي داير نمودند. دوره سوءقصد به كنسولخانههاي بيگانه همچنين حمله با ديناميت به قصرهاي رجال دربار و حمله شديد سواره نظام به شهرها در همان زمان بود. اين دسته راهزنان كه سرتاسر ايران را قتل و غارت نمودند به منظور ربودن يك سند، ملتي را تحت فشار و زجر قرار دادند.» (9)
صفحة هشتم در ادامة مطالب فوق به چگونگي ناچاري كنسول روسيه براي تسليم امتياز نفت اشاره ميكند. سند توضيح ميدهد كه چگونه چهارغلام (از طرف انگليسيها) براي هتك حرمت به همسر كنسول روسيه حمله ميكنند و كنسول ناچار ميشود سند را تسليم كند. (10)
صفحههاي نهم و دهم به پيامدهاي تثبيت نفوذ انگليس در ايران ميپردازد:
«... بريتانياي كبير نفوذ خود را در ايران تثبيت نمود. پرچم سرمايهداري انگليس در تهران قرار گرفته و بنگاههاي مقتدر صنعتي كلية ثروت كشور را به خود انحصار دادند. تاريخ جديد ايران عبارت است از يك سلسله انقلاباتي كه قرنها در نتيجه نارضايتي توده از سياست خفهكننده انگليس ايجاد شده است.» (11)
سه صفحة آخر مقالة نفت ايراني به بررسي نقش جديد ايران در روابط بينالملل با تكيه بر نفت ميپردازد، به طوري كه در صفحة يازده، پيمان سعدآباد را كوشش انگليس براي حفظ دو كشور نفتخيز ايران و عراق از خطر تسلط روسيه معرفي ميكند. (12)
همچنين صفحة دوازدهم اين اسناد از كوشش انگليس براي حملة تركيه به ايران پرده برميدارد:
«نقشه انگليس داير به هجوم تركيه به ايران به منظور حمله به چاههاي نفت روسيه در قفقاز چشم ايران را باز نمود...» (13)
صفحة سيزدهم اسناد، راه نجات ايران را اين چنين معرفي ميكند:
«ملت ايران در آتيه نزديكي پس از اضمحلال دشمن جانياش انگلستان ميتواند گامهاي بزرگي در شاهراه ترقي و تعالي بگذارد و خود را از قيد تسلط و حكمفرمايي انگليس آزاد نمايد...» (14)
البته مطلب يادشده، برآمده از نوعي احساس و عاطفة مثبت نويسنده نسبت به ترتيبات جديد ايران است. نويسنده پيش از بيان اين مطلب به اهميت قراردادهاي دوجانبة روسيه با كشورهاي عضو پيمان سعدآباد و از جمله ايران اشاره و اين امر را خنثيكنندة پيمان سعدآباد معرفي ميكند كه كمربند امنيتي را به دور روسيه ميكشيد، حال آنكه بر هيچ يك از آگاهان سياسي پوشيده نيست كه هيچ گاه پيمانهاي دوجانبه اهميت پيمانهاي شبكهاي و دستهجمعي را نداشته و نخواهد داشت و افزون بر مهارت ديپلماسي انگليس براي جلوگيري از خروج ايران از مدار آن كشور، ايران بيشتر به غرب تمايل سياسي ـ تاريخي داشته است تا به شرق (منظور روسيه است).
سند شمارة (3) نيز در سه صفحه، شامل متن زبان اصلي مقالة مزبور است. (15)
سند شمارة (1)
نشان شير خورشيد
سفارت شاهنشاهي ايران ـ رم
اداره........
نمرة: 1125
تاريخ: 25 مهر 19 ] 13 [
ضميمه دارد.
وزارت امور خارجه
دو نسخه ترجمه شرح مندرج در روزنامه La corriere in napoli مورخ 21 سپتامبر 1940 زير عنوان «نفت ايراني» به پيوست تقديم ميشود.
(امضاء) وزيرمختار
] حاشية سند: [ بدواً ترجمه شود و بعد به دفتر مخصوص ] شاهنشاهي [ و نخستوزيري رونوشت فرستاده خواهد شد. 14 آبان
ـ آقاي دكتر احتشام 15/8/19 ] 13 [
ـ در 2/9/19 به ادارة سوم سياسي رسيد.
ـ با ترجمه فارسي پيوست به ادارة سوم سياسي فرستاده شود. 29/8/19 ] 13 [
نفت ايران
تفسير منطقي تاريخ تسلط سياسي و بازرگاني بريطانياي كبير بر كشور پهناور ايران (ايران قديم خشايارشاه و Tochtamise ) كه گاهي به تزوير و زماني به طور آشكار صورت گرفته در اين دو كلمه يافت ميشود: جنگ نفت.
ايران با همسايهاش عراق پس از ممالك متحده آمريكا ـ روسيه ـ ونزوئلا مهمترين توليدكننده نفت در دنيا بوده و تقريباً يك سوم ذخيره نفت جهان را تشكيل ميدهد. برحسب تازهترين آمار و به موجب مشهودات و تجربياتي كه تاكنون از استخراج كانها به عمل آمده (كه نماينده يك ششم كليه منابع زرخيز نفت ايران است) كشور ايران داراي 320 ميليون تن نفت ميباشد.
در سال 1935 محصول ساليانه 7 ميليون تن بوده و در سل 1938 از ده ميليون نيز تجاوز كرده است. بنابراين آمارها كاملاً روشن است كه انگلستان كوشش دارد بر زندگي سياسي عراق تسلط يافته و دخالت روسيه را در مسئله ايران حذف نمايد.
منظور عمده اصول تبليغات لندن از قبيل؛ تمدن انگليس ـ مبارزه براي آزادي ـ حس عدالت كه از جانب خدا به زمامداران سرنوشت بريطانياي كبير اعطا شده ـ پوشاندن يگانه سياست حقيقي است كه در ايران به كار برده ميشود: مبارزه براي امتياز نفت، طلاي سياه كه براي صنايع و كشتيهاي زرهپوش اعليحضرت پادشاهي انگلستان بينهايت مورد لزوم ميباشد.
يك مؤسسه وسيع اقتصادي مقتدر كه آلت مطلق سياست انگليس است:
«شركت نفت انگليس و ايران» كه منحصراً محصولات نفت كشور را كنترل مينمايد در ايران تسلط يافته است. اين شركت با قوانين و روئسا ] روسا [ و آئيننامه مخصوص به خود دولتي را در دولت تشكيل ميدهد. كشوري است كه شهر آبادان در كنار خليج فارس پايتخت آن ميباشد و آبادان كه بزرگترين پالايشگاههاي نفت در آنجا است نزديك راهآهن معروف سراسري ايران كه با خط آهن بغداد و منچوري مركز حياتي اقتصاد جهان را تشكيل ميدهد ميباشد.
قدرت شركت نفت ايران و انگليس از سال 1901 آغاز گرديد. در آن زمان كشور پادشاهي ايران كه از طرف همسايه متجاوزش (روسيه) حمايت ميشد تحت سلطنت شاه ناصرالدين كه مردي عياش و دوستدار صنايع ـ زنان زيباـ و ضيافت بود با آرامش كامل روبه ترقي ميرفت. ناصرالدين به اشخاصي كه موفق به جلب ملاطفتش ميشدند با نهايت سخاوت مختص مشرقيها پاداش ميداد. خارجيهايي كه حضورش پذيرفته ميشدند هدايا و هرگونه درجات و مناصب دريافت نموده با بهترين خاطرات بازگشت مينمودند. يك روز يك مهندس كانادايي M.W.K.Darcy حق حفاري و كاوش را در زمين ايران تحصيل نمود. سندي كه از طرف شاه به او داده شده مطابق متن به شرح زير است:
«به نام خداوند متعال و نظر به دوستي كه بين دولت مقتدر ايران و كانادا وجود دارد امر دارم كه به m.w.k. darcy حق حفر و كاوش در سرزمين ايران به نفع خود او و چه به نفع اقوام و دوستانش به مدت پنجاه سال داده شود.»
آقاي دارسي كه ثروتمند و عالم به علم آثار مصر قديم بوده ارزش بيحد سند را درك ننموده و از آن تاريخ سند نامبرده موجب بدبختي فوقالعاده وي گرديد. يك دسته مهندسين انگليسي كه در جنوب ايران به منظور تحقيق در نوع زمين عمليات مينمودند از اين امتياز پربها مطلع شده مراتب را به ادارة استخبارات سياسي انگليس Intelligence Service آگهي داده توصيه نمودند سند مورد بحث را براي عظمت شكوه و جلال بريطانياي كبير به دست آورده تصميم گرفته شد كه آقاي دارسي بدون اين سند قيمتي به كشور اصلي خود بازگشت نمايد.
سه مرتبه در كشتي به طور اسرارآميزي به اطاق او دستبرد زدند. اما موفق به ربودن سند نشدند. به كرات وجوه هنگفتي به كانادايي پيشنهاد شد و همه را رد نمود بالاخره يك كشيش انگليسي موسوم به اسپرينگ فيلد با دارسي وارد صحبتي مذهبي از قبيل تمدن مذهب عيسوي، بتپرستي ايراني شده او را به فكر انداخت كه براي تبليغات و انتشار مذهب عيسوي بين ملتهاي گمراه از امتياز معروف استفاده نمايد. دارسي تحتتأثير كشيشي (كه در واقع عامل اداره استخبارات سياسي انگليس بود) واقع شد سند را به منظور پيشرفت امور مذهبي به او واگذار نمود و حتم داشت كه مرتكب عمل خيري شده است.
انگلستان كه به اين ترتيب وارث دارسي شد براي شناساندن حقوق خود تمام وسائلي را كه در اختيار داشت به كار برده توفيق حاصل نمود. شركت نفت انگليس و ايران در سال 1919 به طور قطع تشكيل و پادشاه قراردادي امضاء نمود كه شامل 16 درصد از منافع بود و دولت انگليس كنترل كامل عمليات و اكثريت سهام شركت را براي خود تأمين نمود.كلاهبرداري مهم به خوبي و كاملاً صورت گرفت.
اما چندي پيش براي بريطانيا كبير محقق شده بود كه شاه فراموش كار امتيازي همانند امتياز دارسي به مهندس روس برتچف اعطا نموده است. به اين طرز يكي از قبيحترين اقدامات جسورانه تاريخ تشكيل گرديد. سرگرد انگليسي هربرت يانگ و ستوان توماس لاورنس شورش معروف اصفهان را ترتيب دادند. اين دو افسر خود را در ظاهر مسلمان وانمود كرده (پرچم سبز) را تشكيل دادند كه مدت مديدي كوچهها و ميدانهاي شهرهاي ايران را آلوده به خون نموده يك اسلوب ترور واقعي داير نمودند. دوره سوءقصد به كنسولخانههاي بيگانه همچنين حمله با ديناميت به قصرهاي رجال دربار و حمله شديد سوار نظام به شهرها در همان زمان بود. اين دسته راهزنان كه سرتاسر ايران را قتل و غارت نمودند. به منظور ربودن يك سند، ملتي را تحت فشار و زجر قرار دادند. اين اعمال پست نيز سبب توقيف كنسول روس كه امتياز معروف را در دست داشت شده و پس از تهديد و توهين بسيار امتياز نامبرده را از او گرفتند. موقعي كه چهار غلام به زنش حمله رو شدند ميخواستند مرتكب عمل قبيحي شوند كنسول ناچار شد سند را تسليم نمايد. لاورنس نيز براي جلب محبت شاه نسبت به انگلستان امير Mabronki و 25000 نفرات او را به شورش تحريك و تشجيع نمود سپس خود او كه آنها را مسلح نموده بود مراتب را به شاه خبر داد. به اين ترتيب حسن نيت و سپاس شاه را جلب و به مقصود خود رسيد.
امير ياغي را دستگير و سرش را بريدند. با خونريزي زياد شورش به پايان رسيد و بريطانياي كبير نفوذ خود را در ايران تثبيت نمود. پرچم سرمايهداري انگليس در طهران قرار گرفته و بنگاههاي مقتدر صنعتي كليه ثروت كشور را به خود انحصار دادند، تاريخ جديد ايران عبارت است از يك سلسله انقلاباتي كه قرنها نارضايتي توده از سياست خفه كننده انگليس ايجاد شده است. در طي جنگ عالمگير كشور ايران در اثر جنگهاي داخلي ويران شده و لاينقطع روسها، آلمانها، انگليسيها در اين كشور آمد و رفت مينمودند.
فقط با صلح 1918 ايران از فتوهاتي ] فتوحاتي [ كه انگليس در نظر داشت نجات يافت. دولت شوروي به واسطه پيمان 1921 تعهد نمود آن را از خطر انگلستان دفاع نموده و به علاوه دريانوردي آزاد آن را در بحر خزر تأمين كند.
ايران به خوبي فهميد كه به واسطه پيمان سعدآباد (منعقده بين ايران، افغانستان، تركيه و عراق) انگلستان تصميم گرفته بود روسيه جنوبي را با يك زنجير مقاومتي احاطه نمايد تا دو دولت مركزي دارنده نفت را نگاهداري و به اين ترتيب در صورت لزوم تشكيل يك وسيله دفاعي عظيمي را بدهد. ليكن مناسبات روس و افغان، روس و ايران، روس و تركيه اين سيستم را متزلزل ساخت. قرارداد بازرگاني ايران و شوروي نيز كه در 25 مارس 1940 در طهران منعقد گرديد انحطاط پي در پي نفوذ انگليس را مدلل كي نمايد. به علاوه سياست انگليس در معرض عدم موفقيت مهمي واقع شده نقشه انگليس دائر به هجوم تركيه به ايران به منظور حمله به چاههاي نفت روس در قفقاز چشم ايرانيان راباز نمود و امروز ايران كوشش ميكند از اختلافات خطرناك باهمسايگان خود (شورويها) كه داراي 2000 كيلومتر مرز مشترك ميباشند اجتناب نمايد.
ايران در طي تاريخ هزار ساله خود لحظههاي سختي را گذرانده است.
ملت ايران در آتيه نزديكي پس از اضمحلال دشمن جانشين انگلستان ميتواند گامهاي بزرگي در شاهراه ترقي و تعالي بگذارد و خود را از قيد تسلط و حكمفرمايي انگليس آزاد نمايد.
روز انتقام ايران دور نيست.
-------------------------------------------------
كتابنامه
1. ذوقي، ايرج؛ مسائل سياسي ـ اقتصادي نفت ايران ؛ چ 3، تهران: پاژنگ، 1375.
2. راهنما و مشخصات معاهدات دوجانبة ايران با ساير دول ، چ 2، تهران: وزارت امورخارجه، 1370.
3. رايت، سردنيس؛ انگليسيها در ميان ايرانيان ؛ برگردان: اسكندر دلدم، چ 1، تهران: نهال، 1364.
4. لساني، ابوالفضل؛ طلاي سياه يا بلاي ايران ؛ تهران: اميركبير، 1357.
5. محمود، محمود؛ تاريخ روابط سياسي ايران وانگليس ؛ ج 6، تهران: اقبال، 1367.
6. نصر، سيدتقي؛ ايران در برخورد با استعمارگران (از آغاز قاجار تامشروطيت) ؛ چ 1، تهران: شركت مؤلفان و مترجمان ايران، 1363.
اسناد
1. بايگاني اسناد وزارت امور خارجه ، اسناد قديمه، سند شمارة: 96ـ3ـ46ـ1319ش.
2. همان ، اسناد قديمه، سند شمارة: 97ـ3ـ46ـ1319ش.
3. همان ، اسناد قديمه، سند شمارة: 98ـ3ـ46ـ1319ش.
4. همان ، اسناد قديمه، سند شمارة: 99ـ3ـ46ـ1319ش.
5. همان ، اسناد قديمه، سند شمارة: 100ـ3ـ46ـ1319ش.
6. همان ، اسناد قديمه، سند شمارة: 101ـ3ـ46ـ1319ش.
7. همان ، اسناد قديمه، سند شمارة: 102ـ3ـ46ـ1319ش.
8. همان ، اسناد قديمه، سند شمارة: 103ـ3ـ46ـ1319ش.
9. همان ، اسناد قديمه، سند شمارة: 104ـ3ـ46ـ1319ش.
10. همان ، اسناد قديمه، سند شمارة: 104ـ3ـ46ـ1319ش.
11. همان ، اسناد قديمه، سند شمارة: 106تا105ـ3ـ46ـ1319ش.
12. همان ، اسناد قديمه، سند شمارة: 107ـ3ـ46ـ1319ش.
13. همان ، اسناد قديمه، سند شمارة: 108ـ3ـ46ـ1319ش.
14. همان ، اسناد قديمه، سند شمارة: 109ـ3ـ46ـ1319ش.
15. همان ، اسناد قديمه، سند شمارة: 112تا110ـ3ـ46ـ1319ش
ادامه مطلب