تبليغاتX
میراث ملی
پاسداری از هویت، فرهنگ و میراث تاریخی ایران
 

   (( با حذف مسئله ، صورت مسئله را پاك نكنيد ))

روز يكشنبه مورخه 23 ارديبهشت 1386 مقاله اي به قلم رضا مرادي غياث اّبادي در روزنامه  اعتماد به چاپ رسيد كه با عنوان ((  روطوبت اثري مخرب بر سازه سنگي ندارد )) سعي در ريختن اّبي بر اّتش      سد سيوند داشت . نويسنده در اين مقاله با حذف صورت مسئله به حل مسئله پرداخته است ، چرا كه كل مسئله را در رطوبت نا شي از سد سيوند و تاثير اّن بر بناي پاسارگاد فرض كرده و همين يك مورد را نيز بي اثر دانسته و در نتيجه كل مسئله را حل شده فرض نموده است .

     اما بنده به عنوان يك معلم جغرافيا مي خواهم به نويسنده اين مطلب ، نكا تي را ياد اّوري كنم . اولاً زمين شنا سان احداث سد و حتي در مواردي احداث برج هاي بسيار بزرگ را به عنوان يكي از عواملي كه          مي تواند زمينه ساز زلزله  با شند مي دانند ، چرا كه جمع شدن ميلياردها متر مكعب اّب در يك نقطه با وزني كه دارد مي تواند در مواردي موجب شكستن پوسته زمين زير خود و وقوع زلزله شود كه براي پرهيز از جنا يي كردن پرونده سد سيوند احتمال اين مفروض را صفر مي گيرم و بر اّن تا كيد نمي كنم ، اما مسئله اي كه غير قابل انكار است و اّقاي غياث اّبادي به اّن كوچكترين توجهي نكرده است ، فشار وارده از جا نب ميلياردها متر مكعب اّب سد و در نتيجه نشست زمين مي با شد .

     يعني اگر زلزله اي در كار نباشد كه انشاالله نيست ، نشست زمين حتمي است و اين نشست زمين تاثيري صدها بار مخربتر از رطوبت مورد بررسي اّقاي غياث اّبادي دارد ( كه البته ايشان در نتيجه گيري اّنرا هم  بي اثر دانسته اند) چرا كه نشست زير بناي تخت جمشيد و پا سارگاد به معناي تيشه بر ريشه شنا سنامه تاريخي ايرانيان اّن هم در عصري مي باشد كه با يك تهاجم فرهنگي سنگين ضد ايراني از عرصه هاليوودي تا عرصه خليج فارسي مواجه ايم .

     حال فرض مي كنيم اين مسئله از روز روشنتر هم رخ ندهد . و ميلياردها متر مكعب اّب و فشار نا شي از اّن در بيخ پا سارگاد و تخت جمشيد موجب نشست زمين و تخريب زير بناي اّنها نشود . سوال من از اّقاي غياث اّبادي اين است كه اّيا شما منكر زير اّب رفتن تنگه بلاغي با اّن همه اّثار تاريخي هستيد ؟ اّيا گورستان سربازان اشكا ني ، راه شا هي ، كوشك داريوش و كوره هاي ذوب فلز سه هزار ساله كه شنا سنامه ملت ايران بودند هم زير اّب نرفت ؟

      در نهايت اميدوارم كه مطالب اّقاي غياث اّبادي براي خوشايند ريا ست سازمان ميراث فرهنگي كه از ديد ملت ايران متهم شماره يك احداث اين سد است نوشته نشده باشد . سدي كه اّه از دل و اشك از ديدگان هر ايران دوستي جاري كرد و عليرغم سيل اعتراضات مردمي احداث شد .

    

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم خرداد 1386ساعت 20:24  توسط فرهمند  | 

شو و نيسم فـارس يا ترك؟
من به عنوان يك ايراني كه حتما از جا نب گردانندگان تارنگار يا شاسين اّذربايجان به عنوان يكي از شوونيسم هاي فارس محكوم مي شوم داراي تارنگاري هستم كه به محض انتشار كاريكاتور روزنامه ايران به محكوميت اّن پرداختم . تعدادي از بهترين دوستانم را هموطنان اّذري زبان تشكيل مي دهند ، دوران سربازي را در اّذربايجان گذرانده ام و از طرفداران اّموزش زبان اّذري در كنار ساير متون درسي در مدارس اّن ديار هستم . به بابك خرمدين ، ستارخان ، با قرخان و استاد شهريار عشق مي ورزم و در عين حال از گردانندگان تارنگار ياشاسين اذربايجان نيز دعوت مي كنم به ياداّوري اّرمان هاي اّن عزيزان بپردازند . كداميك از اين قهرمانان ملي جدايي طلب بودند ؟ چرا در طول تاريخ ايران اين بحث و حديث ها وجود نداشته و ايران و ايراني برادر وار در كنار هم زندگي مي كرده اند ؟ اّيا دست خارجي را در اين قضايا نمي بينيد؟ اّيا نمي دانيد كه تجزيه ايران اّرزوي قدرتهايي است كه ايران را مانعي در خاورميانه مي بينند ؟چرا چشم خود را برواقعيت مي بنديد ؟ در دنيايي كه رو به سوي همگرايي و برداشتن مرزها مي رود با طرح شعارهاي قوم پرستي افراطي و شعارهاي عصبي مرگ بر شونيسم فارسي چگونه مي توانيد سايرين را به قوم پرستي متهم سازيد ؟در طول تاريخ ايران هيچ گاه قوم پرستي و نژاد پرستي جايگاهي نداشته است ، چراكه در غير اين صورت تمام سوپرهاي دونبش سرتمام چهار راههاي تهران در دست برادران اّذري نبوددر طول تاريخ اين سرزمين كرد و فارس و بلوچ ، تركمن و لر و اّذري دوشا دوش يكديگر روزهاي تلخ و شيرين و افتخارات و حماسه هاي بسياري را پشت سر گذاشته اند و هم اينك نيز از رهبر ايران گرفته تا بسياري از مسئولان و وزراء از اهالي اّذربايجان هستند . اين سازي كه برخي در حال نواختن اّن هستند از لندن و اسرائيل كوك مي شود و متاسفم براي جوانان پاك نهادي كه ندانسته اّب به اّسياب دشمن مي ريزند
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم خرداد 1386ساعت 11:44  توسط فرهمند  | 

تارنگار میراث ملی ضایعه درگذشت استاد گرانمایه پرویز ورجاوند را به ایرانیان وایراندوستان جهان تسلیت عرض می کند. استادی که به قول داود هرمیداس باوند :"رسالت خویش را حفاظت از سرزمین باستانی نیاکانی خویش و حراست از تمامیت ارضی آن دانست و در برهه انتخابهای هیجانی والتهابات انقلابی  با پایمردی از لزوم دفاع از فرهنگ این خاک اهورایی سخن گفت ."

     بزرگترین مشغولیت فکری استاد همواره حفظ تمامیت ارضی ایران عزیز و اتحاد همه           اقوام ایرانی بود . روحش شاد ویادش گرامی باد .

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم خرداد 1386ساعت 22:48  توسط فرهمند  | 

 

 

 

 

در واپسين سال هاي سده بيستم ساموئل ها نتينگتون با طرح نظريه برخورد تمدنها تمد نهاي بشري و به ويژه تمدن مغرب زمين و تمدن اسلامي را رودر روي يكديگر قرار داد و با ندهاي قدرت مرئي كه همواره ماهي خود را از اّب گل اّلود مي گيرند با دست گذاشتن بر تفاوت تمد نها ، بجاي نقاط اشتراك هجمه تبليغا تي سنگيني را برعليه تمد نهاي شرقي و به ويژه اسلام به راه انداختند و در اين راه از همه ابزارهاي مطبوعاتي ، تلوزيوني و حتي سينما يي استفاده مي كنند .

       توليد و نمايش گسترده فيلم 300  جلوه بارز اين هجوم فرهنگي است كه اين بار با شيوه اي مبتذل ، بديهي ترين وا قعيات تاريخي را زير سوال برده و به لجن پراكني عليه ملتي متـمدن ، كهنـسال ، با فرهنـگ و صـلح دوسـت پرداخته است .

       در چنين فضا يي ، بي تفاوتي و تما شا چي بودن سمي مهلك است و اّحاد ملت كهنسال ايران بايد از همه توان خود براي پا سخگويي فكري و فرهنگي در عرصه هاي مختلف استفاده كرده و راه را براين هجوم غير منصفا نه ببند ند . كارگردان ها با خلق اّثار سينماي تاريخي ، اسا تيد دانشگاه با سخنراني در سراسر نقاط    د نيا ، دستگاه ديپلما سي با ا قتدار و نويسند گان با مقا لات و كتا بهاي خود بايد جلوي تحريف  اّشكا ر تاريخ را بگيرند .      

در اين راستا به زودي در اين وبلاگ مقاله اي ارائه ميشود تا گوشه هايي از وجوه درخشان تاريخ ايران باستان در مقايسه با يونان را ارائه دهد و اثبات كند كه برخلاف باور رايج ، يونان مهد سيا ست نبوده و پيشينه سيا ست در ايران ديرينه تر از يونان است .
+ نوشته شده در  جمعه یازدهم خرداد 1386ساعت 22:26  توسط فرهمند  | 

 

نشا ن ها و نما د هاي ايراني 

 

 

ملت كهنسال ايران در درازاي تاريخ  د يرپاي خود نشان ها و نما دها وسنتهاي بسياري را به جهان وجها نيان وام داده است كه شايد امروزه گروه زيادي ازمردم از ايراني بودن ريشه بسياري از آنها نا آگا هند . تارنگار ميراث ملي در راستاي وظيفه تعريف كرده براي خود كه هما نا  پاسد ا ري ازفرهنگ وهويت تاريخي ايران وايرانيان مي باشد به آگاهي رساني دراين راستا خواهد پرداخت . شايد تعجب كنيد از اين كه صليب نه در مسيحيت بلكه ريشه در ايران باستان دارد .

 

صليب يا همان چليپاي ايراني  :                                                                                                                                                                           

درصفحه324 كتاب"پيشگويي هاي نوسترآ د ا موس" (ترجمه پوران فرخزاد,چاپ اول, 1378,انتشارات زرياب)  چنين ميخوانيم : (( صليب يا چليپا در گذشته هاي بسيار دور از نمادهاي ايراني آريايي به شمار مي امد و از ارزش ويژه اي برخوردار بود ولي ازآن پس كه همانند بسياري ازنمايه هاي ما از سوي غربيان به سرقت رفت ,درشمارنمادهاي دين مسيحايي قرار گرفت )).

 

     همچنين د ر زير نويس صفحه 324 كتاب ارزشمند "قرآن راچگونه شناختم "( اثر :كينت گريك- استاد دانشگاه كمبريج ) توضيحات بيشتري در اين رابطه آمده است :

 

    

((صليب در زمان هاي قديم از علا يم ايرانيان بوده و مرحوم حبيب الله نوبخت ...مي گفت كه روي درفش كاويان , علامت صليب نقش شده بود . ...

        ....ترديد ندارم كه صليب را مسيحيان بعد از اينكه به ايران پناهنده شدند علامت رسمي خود كردند واگر ايران به مسيحيان پناه نمي داد دين مسيحي بر اثر سخت گيري زمامداران روم , از بين ميرفت و اولين كليساي مسيحي هم درايران ساخته شد كه هنوز در آذربايجان هست وسلا طين ايران بر خلاف زمامداران روم ,مسيحيان را كه در روم كشته مي شدند درايران پناه دادند و انها علامت صليب را علامت رسمي مذهب خود كردند وقبل از صليب , علامت رسمي مسيحيان ماهي بود چون ماهي در زبان يوناني (زباني كه انجيل را در آغاز با آن زبان  نوشتند ) متشكل از پنج حرف است كه حروف اوليه اين  كلمات مي باشد (عيسي مسيح ,نجات دهنده دنيا ) وخلاصه مسيحيان بعد از اينكه به ايران پناهنده شدند , صليب را به جاي ماهي علامت رسمي خود كردند و ايران تا نيمه دوم قرن سوم ميلادي به مسيحيان پناه داد وقسمتي از مسيحيان در دوره پناهند گي  از ايران به انطا كيه رفتند وكليساي معروف انطاكيه را به وجود آوردند ودرگاه قبور سلاطين هخامنشي به طوري كه امروز در جنوب ايران مي بينيم  به شكل صليب است و آنها 500 سال قبل از بعثت حضرت عيسي فوت كردند .
+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم خرداد 1386ساعت 19:36  توسط فرهمند  |